128 - 166 ) انجام داده است .
خانهء ابوسليمان ميعادگاه حكما و فضلاى عصر بوده و خود رئيس قوم به شمار مىآمده است . در محفل ابوسليمان - كه در حقيقت يك انجمن فلسفى بوده است - همواره مسائل علمى و فلسفى مطرح مىشده و حكما از يكديگر استفاده مىكردهاند و به تعبير ابوحيان « مقابسه » مىنمودهاند . ابوحيان آنها را در 106 مجلس جمع كرده و نام آنها را « مقابسات » گذاشته است .
تاريخ ولادت و وفات ابوسليمان دقيقاً معلوم نيست . قدر مسلّم اين است كه در نيمهء دوم قرن چهارم شخصيت ممتازى داشته است . مرحوم قزوينى حدس مىزند كه ولادت ابوسليمان در حدود سال 307 و وفاتش در حدود سال 380 باشد و احتمالًا تا حدود 390 زنده بوده است .
حكما و فضلايى كه در محفل ابوسليمان شركت مىكردهاند ، غالباً شاگرد يحيى بن عدى و هم شاگردان خود ابوسليمان بودهاند از قبيل : ابومحمد عروضى ، ابوبكر قومسى ، عيسى بن زرعة .
2 . ابوالحسن عامرى نيشابورى . از اين شخص نيز اطلاع زيادى در دست نيست .
ابن النديم و ابن القفطى و ابن ابى اصيبعه از او ذكرى به ميان نياوردهاند . ياقوت در معجم الادباء از او ياد كرده است .
در سه حكيم مسلمان مىنويسد : عامرى دو كتاب دارد ؛ يكى در اخلاق به نام السعادة و الاسعاد و ديگرى در فلسفه به نام الامد الى الابد . كتابى هم در دفاع از اسلام و تفوق آن بر ساير اديان نوشته است به نام الاعلام بمناقب الاسلام . .
و هم مىنويسد كه همچنانكه به فلسفهء يونانى علاقهمند بود ، به فلسفهء سياسى ساسانيان نيز علاقهمند بود و خود شاگرد ابوزيد بلخى بود .
بعضى مدعى شدهاند كه ميان عامرى و ابن سينا نامهها مبادله شده ولى محتمل به نظر نمىرسد ، زيرا ابن سينا در وقت وفات عامرى يازده ساله بوده است .
گفتهاند عامرى شاگرد ابوزيد بلخى بوده است ، ولى بعيد است كه عامرى شاگرد بلاواسطهء بلخى باشد زيرا بلخى در سال 322 درگذشته است و عامرى در سال 381 و عليهذا ميان وفات استاد و شاگرد 59 سال فاصله است .
3 . ابوالخير ، حسن بن سوارمعروف به ابن الخمار . هم حكيم است و هم طبيب و هم مترجم از سريانى به عربى ، ولى بيشتر طبيب است تا فيلسوف يا مترجم . شاگرد
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 476
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٧٦