مسألهء پيدايش زندقه در قرن دوم هجرى از جنبههاى مختلف مورد توجه مورخين اجتماعى قرار گرفته است .
اولًا اين كلمه چه كلمهاى است و چه ريشهاى دارد ؟ آيا كلمهء « زنديق » معرّب كلمهء « زنديك » است يا ريشهء ديگر دارد ؟ و به هرحال به چه اشخاصى زنديق مىگفتهاند ؟ آيا مقصود اتباع مانى مىباشند ؟ يا مقصود ايرانيانى هستند كه به دين قديم خويش باقى مانده بودند اعم از زردشتى و مانوى و مزدكى ؟ و يا مقصود طبقهاى بودهاند كه منكر ماوراء طبيعت و قهراً منكر همهء اديان بودهاند و به مانويت نيز اعتقاد نداشتهاند ؟ .
قدر مسلّم اين است كه به همهء اينها كلمهء زنديق اطلاق شده است . حتى به گروهى از مسلمانان كه عملًا لاابالى و اهل فسق و فجور بودهاند و متدينين را به باد تمسخر مىگرفتهاند و احياناً از باب دهن كجى به زهاد و متدينين ، سخنانى به نظم و يا به نثر از آنها صادر شده كه توهين به اسلام تلقى شده نيز زنديق گفته شده است .
سابقهء زندقه در ميان عرب از كى است ؟ آيا عرب بعد از اسلام در اثر اختلاط با ملل ديگر خصوصاً ايرانيان ، با زندقه آشنا شده يا قبل از اسلام نيز با زندقه آشنا بوده است ؟ .
راجع به معنى و مفهوم اصلى اين كلمه ، عقيدهء محققين اين است كه در ابتدا فقط در مورد مانويان به كار مىرفته و بعد در مورد دهريين و يا مجوس و بعد دربارهء هر مرتدى به كار رفته است .
از نظر سابقه نيز گفته مىشود كه از قبل از اسلام در ميان عرب سابقه داشته است .
از كتاب المعارف ابن قتيبه و الاعلاق النفيسه ابن رسته ، نقل شده كه قريش در جاهليت به وسيلهء اعراب حيره كم و بيش با آن آشنا بوده است .
به هرحال گروهى در قرون اوليهء اسلامى نام برده مىشوند كه برخى ايرانى و برخى عرباند و متهم به زندقه بودهاند از قبيل عبد الكريم بن ابى العوجاء ، صالح بن عبد القدوس ، ابوشاكر ديصانى ، ابن الراوندى ، بشار بن برد ، عبد اللَّه بن مقفع ، يونس بن ابى فروة ، حماد عجرد ، حماد راوية ، حماد بن زبرقان ، يحيى بن زياد ، مطيع بن اياس ، يزدان بن باذان ، يزيد بن الفيض ، افشين ، ابونواس ، على بن الخليل ، ابن مناذر ، حسين بن عبد اللَّه بن عبيداللَّه بن عباس ، عبد اللَّه بن معاوية بن عبد اللَّه بن جعفر ، داود بن على ، يعقوب بن فضل بن عبد الرحمن مطلبى ، وليد بن يزيد بن عبد الملك ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 354
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٥٤