مردگان بوده است . . . » « 1 »
بحث ديگر دربارهء نظامات اجتماعى ايران مربوط است به رژيم حكومت ساسانيان . حكومت ساسانيان استبدادى محض بوده است . آنان خود را آسمانى نژاد و مظهر خدا مىدانستند و از مردم به كمتر از سجده راضى نمىشدند ، و مردم با اين وضع خو گرفته بودند . كسانى كه بخواهند از اين نظر جامعهء ايرانى آن روز را مطالعه كنند مىتوانند رجوع كنند به كتابهاى : تاريخ ادبيات ادوارد براون ، جلد اول ، ترجمهء آقاى على پاشاصالح « 2 » و كتاب تمدن ايرانى ، تأليف جمعى از خاورشناسان ، ترجمهء دكتر بهنام « 3 » و تاريخ اجتماعى ايران ، تأليف سعيد نفيسى ، جلد دوم « 4 » و مخصوصاًايران در زمان ساسانيان ، تأليف كريستن سن محقق دانماركى ، ترجمهء رشيد ياسمى « 5 » ما فعلًا مقتضى نمىبينيم دراين باره بحثى بكنيم . بعداً در بخش « خدمات ايران به اسلام » اندكى دراين باره بحث خواهيم كرد .
نظام خانوادگى
« در دورهء ساسانى چيزى كه بيش از همه دستخوش تصرف و ناسخ و منسوخ و جرح و تعديل موبدان بود « حقوق شخصى » است . مخصوصاً احكام نكاح و ارث به اندازهاى پيچيده و مبهم بود كه موبدان هرچه مىخواستند مىكردند و در اين زمينه اختياراتى داشتند كه در هيچ شريعتى به روحانيان ندادهاند . » « 6 »
تعدد زوجات در دورهء ساسانى جارى و معمول بوده است . زردشتيان عصر اخير در صدد انكار اين اصل هستند ولى جاى انكار نيست ، همهء مورخين نوشتهاند ،
هامش
( 1 ) . تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 / ص 25 و 26 .
( 2 ) . صفحات 142 و 192 و 193 .
( 3 ) . صفحات 189 - 194 .
( 4 ) . ص 16 .
( 5 ) . صفحات 4 ، 112 ، 146 ، 275 ، 284 ، 291 ، 330 ، 401 ، 405 ، 426 ، 430 ، 469 ، 471 ، 485 ، 496 ، 517 ، 528 .
( 6 ) . تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 / ص 34 .