توحيد ذاتى و توحيد در خالقيت مستلزم توحيد در عبادت نيست . اعراب جاهليت از آن نظر غالباً موحد بودند :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ »
« 1 » اگر از آنها پرسيده شود آفرينندهء آسمانها و زمين كيست ، خواهند گفت : خدا . آنها بتها را خالق و آفريننده نمىدانستند بلكه معبود مىدانستند . غالب بت پرستان جهان چنين بودهاند . عليهذا فرضاً آيين زردشتى را از نظر توحيد ذاتى و افعالى آيينى توحيدى بدانيم ، كافى نيست كه از نظر عبادت و پرستش نيز توحيدى بدانيم .
عبادت زردشتيان از قديم الايام در آتشكده و در پيشگاه آتش بوده است .
ماهيت اين عمل چيست ؟ آيا اينها واقعاً اهورامزدا را در حضور آتش مىپرستند ، يا خود آتش را ؟ همچنانكه عرب جاهليت در عين اينكه مىگفت :
« هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ »
« 2 » اينها شفيعان و وسائط ما در نزد خدا هستند ، اقرار داشت كه آنها را مىپرستند :
« ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى »
« 3 » ما اينها را نمىپرستيم جز براى اينكه ما را به خداوند متعال نزديك كنند .
آقاى دكتر معين مىگويد :
« . . . زردشتيان را نظر به همين تقديس آتش ، ايرانيان مسلمان آتش پرست و آذرپرست خواندهاند ، در صورتى كه آتش به منزلهء خداى ويژه يا رب النوع مستقل نبوده است چنان كه در ميان آريائيان پيش از ظهور زردشت بوده ، بلكه همان گونه كه كعبه مورد ستايش مسلمانان است آتش نيز مورد توجه مزديسنان بوده . » « 4 »
ايضاً مىگويد :
« آتش در كمون كليهء موجودات و مواليد طبيعت به وديعت نهاده شده .
جوهر زندگانى بشر و همهء جانوران حرارت درونى يا غريزى است . منبع وجود و فعاليت افراد همين آتش است . آتش معنوى در نباتات و جمادات نيز سارى است .
ملاى رومى از آن ، تعبير نغز فرموده :
هامش
( 1 ) . لقمان / 25 .
( 2 ) . يونس / 18 .
( 3 ) . زمر / 3 .
( 4 ) . مزديسنا و ادب پارسى ، ص 386 .