ديگرى در نقش رستم در جبههء مقبرهء داريوش كه شايد به دستور خود او بنا شده و سومين در شوش كه ظاهراً متعلق به زمان اردشير دوم است . » « 1 »
مطلبى كه قابل توجه است اين است كه عكس العمل زردشت در مقابل اين عمل چه بوده است ؟ آيا زردشت اين كار را نهى كرده و بار ديگر بعد از او رواج يافته و عملًا جزء بلكه ركن دين زردشتى قرار گرفته است ، يا زردشت با تعظيم و تقديس آتش به همان شكلى كه بوده مخالف نبوده است ؟ .
اگر روايات خود زردشتيان و مخصوصاً اوستا ى موجود را ملاك قرار دهيم ، زردشت با اين كار موافق بوده است .
آقاى دكتر معين مىگويد :
« آذر نام يكى از ايزدان مزديسناست . « آذر ايزد » ( فرشتهء آذر و يا رب النوع آذر ) در اوستا غالباً پسر اهورامزدا خوانده شده « 2 » . از اين تعبير خواستهاند بزرگى مقام او را برسانند ، چنان كه « سپندارمذ » فرشتهء موكل زمين را نظر به سود آن ، « دختر اهورامزدا » « 3 » ناميدهاند . در يسنا 25 بند 7 آمده است : آذر پسر اهورامزدا را مىستاييم ، تو رااى آذر مقدس و پسر اهورامزدا و سرور راستى ما مىستاييم ، همهء اقسام آتش را مىستاييم . در بندهاى 46 - 50 از « زامياديشت » ، « ايزد آذر » رقيب « آژى دهاك » ( ضحاك ) شمرده شده است كه از طرف « سپنت مئنيو » ضد ضحاك برانگيخته شده تا وى را از رسيدن به « فر » يعنى فروغ سلطنت باز دارد . » « 4 »
از نظر تاريخى به هيچ وجه نمىتوان قرائنى به دست آورد كه زردشت مخالف تقديس و تعظيم آتش بوده است . در گاتاها كه از نظر اصالت و انتساب به شخص زردشت معتبرترين قسمتهاى اوستا ست ، سخن از نيازبردن به آتش هست . چيزى كه هست برخى مدعى هستند كه اعتقاد شخص زردشت با آنچه در بالا از يسناها و يشتها نقل كرديم تفاوت داشته است . جان ناس مىگويد :
« از تشريفات و آداب عبادات و اعمال مذهبى از مذهب اصلى زردشت
هامش
( 1 ) . مزديسنا و ادب پارسى ، ص 278 .
( 2 ) . همچنانكه عيسى پسر خدا خوانده شد و قرآن سخت آن را مورد حمله قرار داده است .
( 3 ) . همچنانكه اعراب جاهليت فرشتگان را دختران خدا مىناميدند و قرآن سخت بر آنها تاخته است .
( 4 ) . مزديسنا و ادب پارسى ، ص 276 . ايضاً كريستن سن ، ص 167 .