از ابيات قصيدهء او در مدح مأمون :
اى رسانيده به دولت ، فرق خودبرفرقدين * گسترانيده به فضل وجودبرعالم يدين
مرخلافت راتوشايسته ، چومردم ديده را * دين يزدان راتوبايسته ، چورخ راهردوعين
كس بدين منوال پيش ازمن چنين شعرى نگفت * مرزبان پارسى راهست بااين نوع بين
ليك از آن گفتم من اين مدحت توراتااين لغت * گيردازمدح وثناى حضرت توزيب وزين » « 1 »
از طرف ديگر در طول تاريخ بسيارى از ايرانيان ايرانى نژاد مسلمان را مىبينيم كه چندان رغبتى به زبان فارسى نشان نمىدادند . مثلًا طاهريان و ديالمه و سامانيان كه همه از نژاد ايرانى خالص بودهاند در راه پيشبرد زبان فارسى كوشش نمىكردند و حال آنكه غزنويان كه از نژاد غيرايرانى بودند وسيلهء احياى زبان فارسى گشتند .
مستر فراى در صفحهء 403 كتاب ميراث باستانى ايران مىگويد :
« مىدانيم كه طاهريان هواخواه به كاربردن زبان عربى در دربارشان در نشابور بودند و بازپسين ايشان به داشتن شيوهء عربى دلپسندى نامآور گشته بود . »
قبلًا سخن همين مستشرق را دربارهء روآوردن ديلميان به زبان عربى نقل كرديم .
سامانيان - چنان كه گفتهاند - از نسل بهرام چوبين ، سپهسالار معروف دورهء ساسانى بودهاند . اين سلسله از سلاطين ، از مسلمانترين و هم دادگسترترين سلاطين ايران به شمار مىروند ، نسبت به اسلام و شعائر اسلامى نهايت علاقه مندى را داشتهاند .
در مقدمهء پرمغز كتاب احاديث مثنوى ضمن تشريح نفوذ تدريجى احاديث نبوى در همه شؤون علمى و ادبى جهان اسلام ، به نقل از انساب سمعانى مىگويد :
« و بسيارى از امرا و وزرا كه مشوّق شعرا و حامى كتّاب و نويسندگان
هامش
( 1 ) . ريحانة الادب ، چاپ سوم ، ج 7 / ص 181 .