ابى اصبيعه نقل كردهاند كه اكثر مباحثات ( نه همه ) مسائلى است كه بهمنيار سؤال كرده است « 1 » . عبدالرحمن بدوى كه در ضمن كتاب ارسطو عندالعرب ، مباحثات را به چاپ رسانده است نيز مىنويسد :
« اين كتاب در اصل سؤالاتى بوده از بهمنيار و كمى از ابومنصور بن زيله ( شاگرد ديگر شيخ ) و كمترى از ديگران . » « 2 »
بنابراين چه مانعى دارد كه آنچه در رسائل ابن سينا چاپ تركيه آمده و قنواتى نيز نقل كرده همان « كمترى » باشد كه بدوى اشاره كرده و يا جزء آن كمتر باشد .
ثانياً ، بر خلاف آنچه از ظاهر عبارت آقاى دكتر مهدوى استنباط مىشود ، همهء آن 16 مسأله در المباحثات نيامده است . تا آنجا كه اين بنده تفحص كرده فقط 6 مسأله از اين 16 مسئله در المباحثات به طور متفرق آمده است و بقيه در المباحثات وجود ندارد .
همان گونه كه ديديم فهرست نويسان آثار شيخ نيز در اينكه عدد سؤالات چند تا بوده اتفاق نظر ندارند ، گاهى 10 و گاهى هم 26 گفتهاند . خود آقاى دكتر مهدوى احتمال مىدهند كه ده سؤالى كه تحت عنوان « الاجوبة عن المسائل العشر » ذكر شده و منسوب به ابو القاسم جرجانى يا كرمانى است نيز مربوط به ابوريحان بوده است و بنابراين عدد سؤالات 28 مىشود .
در نامهء دانشوران ذيل احوال بوعلى مىنويسد :
« نقل است : بعد از وفات شيخ الرئيس ، رساله جواب ابوريحان در رسيد ، ابو عبد اللّه معصومى كه اجلّ شاگردان آن فيلسوف فرزانه بود به پاس نعمت تعليم ، يك يك جواب ابوريحان را رد كرده در رسالهاى مدوّن داشت . گويند آن سؤالات و جوابات مجلدى شده و در اصفهان موجود است . » « 3 »
اينجا احتمال ديگرى پديد مىآيد و آن اينكه اين 16 مسأله ، از سؤال و جوابهايى باشد كه بين ابوريحان و ابوعبد اللّه معصومى مبادله شده است و معصومى
هامش
( 1 ) فهرست مصنفات ، ص 202 ذيل عنوان « المباحثات » .
( 2 ) ارسطو عند العرب ، ص 37 .
( 3 ) نامه دانشوران ، ج 1 / ص 128 .