واجب من جميع الجهات و الحيثيات است ؟
در اينجا ممكن است اين شبهه باز در اذهان بيايد كه پس تكليف آن مطلب كه حيات فقط به دست خداست و غير خدا از حريم عمل احياء و اماته بيرون است چه مىشود ؟ و قبلًا گفتيم كه اين مطلب را خود قرآن كريم هم قبول كرده است . جواب اين مطلب پس از تذكر مطالب گذشته واضح است . اگر بشر روزى چنين توفيقى حاصل كند ، منتها كارى كه كرده اين است كه توانسته شرايط حيات را فراهم كند ، نه اينكه حيات را بيافريند . بشر حيات نمىدهد ، قابليت ماده را براى افاضه حيات كامل مىكند و به اصطلاح ، بشر فاعل حركت است نه مفيض وجود .
بشر اگر روزى چنين توفيقى حاصل كند ، از نظر كشف علمى كار مهمى كرده ، ولى از نظر دخالت در ايجاد حيات ، همان مقدار دخالت دارد كه پدر و مادر از طريق تناسل در ايجاد حيات فرزند دخالت دارند و يا كشاورز در ايجاد حيات دانههاى گندم دخالت دارد . در هيچيك از اين موارد ، انسان خلق كنندهء حيات نيست ، فراهم كنندهء شرايط قابليت يك ماده براى حيات است . قرآن كريم در سورهء مباركهء واقعه اين مطلب را به بهترين وجهى بيان كرده است :
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ ، أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ
« 1 » .
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ ، أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ
« 2 » .
و اما موضوع اعجاز پيغمبران : البته آن از آن جهت است كه بشر با علم و قدرت عادى خود عاجز است از انجام چنان كارى ، پيغمبران هم از طريق عادى به آن علم و آن قدرت نرسيدهاند ، يك قدرت و علم فوق عادت همراه آنها بوده و آنها را از افق طبيعت بالاتر برده كه توانستهاند منشأ چنان كارهاى عظيم بشوند . اگر بشر روزى به اين مقصود موفق شود نه اين است كه آن كارى را انجام داده كه پيغمبران به اذن خدا انجام مىدادهاند . پيغمبران به اذن خدا حيات مىبخشيدهاند و پس مىگرفتهاند ، ولى بشر معمولى اگر روزى قدرتى پيدا كند ، شرايط حيات را فراهم مىكند ، همان طورى كه امروز از جنبهء اماته قادر به خراب كردن شرايط حيات هست ولى قادر نيست كه
هامش
( 1 ) واقعه / 63 و 64 .
( 2 ) واقعه / 58 و 59 .