اكنون شما مىگوييد پس آن فرقهايى كه ميان امكان ذاتى و امكان استعدادى قرار داديم چه مىشود ؟ شما گفتيد مثلا امكان استعدادى از ممكن زايل مىشود و امكان ذاتى زايل نمىشود . پاسخ اين است كه آن كه زايل نمىشود از اين جهت است كه اصلًا ما آن را به يك مفهوم كلى نسبت دادهايم . ما در آنجا به فرد كارى نداشتيم ؛ چون به يك مفهوم كلى نسبت دادهايم آن ديگر زوال و عدم زوال ندارد .
اين كه زايل مىشود از اين جهت است كه آن را به يك شىء خاص متغير متحول نسبت مىدهيم . وقتى كه نسبت مىدهيم مىگوييم اين الآن رابطهء امكانى با آن آينده دارد ؛ وقتى كه آن آينده در او محقق شد واضح است كه زايل مىشود و اين زايل شدن اشكالى ندارد « 1 » .
هامش
( 1 ) . - پس نحوهء اشتراك امكان ذاتى و امكان استعدادى نحوهء اشتراك ماهيت يك چيز است با وجودش .
استاد : تقريباً چنين است ؛ يعنى نحوهء اختلاف آنها نحوهء اختلاف حكم وجود است با حكم ماهيت ؛ يعنى اول ما حكم ماهيت را با يك وجود مطلقى بيان مىكنيم ، اسمش مىشود « امكان ذاتى » ، ولى بعد كه مىآييم كم كم قضايا را كوچك و دقيق مىكنيم و رابطهء ميان وجودات - اين وجود خاص كنونى بايك وجود آينده - را بيان مىكنيم اسمش مىشود « امكان استعدادى » . آن وقت اشكال حرف شيخ هم در اينجا رفع مىشود .
- استاد ! اين به واسطهء اين است كه شما به اصطلاح اصالت وجودى فكر كردهايد .
استاد : بله .
- حال اگر كسى اصالت ماهيتى فكر بكند ديگر مطلب به اين صورت نيست .
استاد : اين خودش يكى از ادلهاى است كه ثابت مىكند اصالت وجود درست است و اصالت ماهيت اصلا باطل است .
- از اين طرف مىگوييم : اگر ما ماهيت را درنظر بگيريم بعد ببينيم اين ماهيت متحقق باشد ، حالا اگر شما در اينجا بگوييد « ماهيت انسان ممتنع الوجود است به وجود واجبى » مىگوييم نه .
استاد : نه ، بنابر اصالت ماهيت ديگر ما وجود واجبى و وجود امكانى نداريم ، وجود يك مفهوم انتزاعى بيش نيست . وقتى كه وجود ، حقيقت شد آن وقت وجود وجوبى داريم و وجود امكانى ، و وجود جوهرى داريم و وجود عرضى . وقتى وجود خودش يك مفهوم انتزاعى است ديگر همهء احكام مال ماهيت است .
- پس شما نمىتوانيد مسألهاى را از اين راه اثبات بكنيد ، چون او مىگويد من اين ماهيت را درنظر مىگيرم بعد مىگويم اين ماهيتى كه درنظر گرفتهام مىتواند وجود واجبى پيدا كند يا نه .
استاد : او بنا بر اصالت وجود اين حرف را مىگويد . بنا بر اصالت وجود تقدم مال وجود است ؛ يعنى اين ماهيت اگر بخواهد تحقق پيدا كند - كه تحققش به تبع وجود است - اين