آنها بخواهند اينچنين قائل باشند و اينها آنچنان .
طرح بحث
اكنون بايد ببينيم كه اين مسأله اساسا چه هست ؟ يعنى ماهيت اين مسأله چيست ؟ فرق اصالت وجود و اصالت ماهيت در چيست ؟ طرح مسأله چگونه است ؟
البته مىدانيد كه اين اصالت وجود با اصالت وجود اروپايى از زمين تا آسمان فرق مىكند . اصالت وجود اروپايى در مورد انسان است بخصوص ، و اين در مورد همهء اشياء است و البته شامل انسان هم مىشود و آن نتيجهاى كه از اصالت وجود
هامش
قائل به اصالت ماهيت بدانيم و نه قائل به اصالت وجود ؛ اين تفسير ماست .
استاد : بله ، ولى تفسيرهايى است كه به زور تفسير است . خود ملا صدرا كه پايه گذار اصالت وجود است ، مثل همهء مسائل ديگر كه هميشه دست و پا مىكند كه در ميان قدما نيز طرفدارانى براى نظريهء خود پيدا كند ، در ميان حرفهاى بو على هر جا اشارهاى به اين مطلب ديده استفاده كرده است ، از حرفهاى بهمنيار پيدا كرده است ، از كلمات خواجه نصير پيدا كرده است . البته در ميان حرفهاى اينها حرفهايى كه بوى اصالت وجود مىدهد هست اما اين غير از اين است كه اين مسأله برايشان مطرح بوده است و آنگاه اين نظريه را انتخاب كردهاند . دليلش هم اين است كه خلافش را در جاى ديگر گفتهاند .
ملا صدرا ديگر آن جايى را كه بو على بر خلاف اصالت وجود سخن گفته است مطرح نمىكند . چون به قول خودش مردم وحشت مىكنند از اينكه يك شخصى يك حرفى را ابتكار كند و بگويد قدما اصلا اين حرف را نگفتهاند ، لذا براى اينكه ديگران وحشت نكنند و بگويد من تنها نيستم ديگران هم هستند ، كوشش مىكند از حرفهاى ديگران هم شاهد و مؤيد بياورد . ولى اين غير از اين است كه ما واقعا بخواهيم تحقيق كنيم ، ببينيم بو على چنين حرفى دارد يا ندارد . من خودم مىتوانم موارد بسيارى از حرفهاى بو على را پيدا كنم كه بر مبناى اصالت ماهيت باشد .
- ولى غزالى در تهافت گويا بر خلاف اصالت وجود يك حرفهايى دارد ، يعنى حرفهايى كه مؤيد اصالت ماهيت است .
استاد : اصلا مسأله براى آنها به اين شكل كه حتما يكى از ايندو را بايد پذيرفت و ديگرى را رد كرد مطرح نبوده است ، ولى اينكه حرفهايشان گاهى طورى است كه بر اين مبنا منطبق مىشود و گاهى بر آن مبنا ، خيلى هست . يك وقت بو على يك حرفى مىزند كه كاملا با مبناى اصالت ماهيت جور در مىآيد ، يك وقت حرف ديگرى مىزند كه با مبناى اصالت وجود جور در مىآيد .