شريك البارى كه نيست . اين است كه مىگوييم شريك البارى ذهن شريك البارى به حمل اولى است نه شريك البارى به حمل شايع :
فما بحمل الاوّلى شريك حق * عدّ بحمل شايع ممّا خلق
به حمل شايع مخلوق البارى است و به حمل اوّلى شريك البارى « 1 » .
تا اينجا رفع شبهه ساده است كه عدم زيد در ذهن من نيستى زيد نيست ؛ مفهوم نيستى زيد است نه خود نيستى زيد . عدم من [ در ذهن من ] مفهوم عدم من است نه
هامش
( 1 ) . - يعنى خلاصهء مطلب اينكه امر ذهنى غير از امر خارجى است .
استاد : البته ، امر ذهنى غير از امر خارجى است . از نظر مقام مصداق ، امر ذهنى غير از امر خارجى است ؛ يعنى امر خارجى مصداق طبيعت خودش است ، ولى امر ذهنى مصداق آن طبيعت نيست ، مفهوم آن طبيعت است و مصداق طبيعتى كه احيانا نقيض و ضد آن طبيعت است .
- ظاهرا مىشود گفت كه با هر موضوعى كه در تعريف بشود آن را موضوع يك قضيهء سالبهء كليه قرارداد مىشود اين اشكال را كرد .
استاد : در همهء جاها ممكن است بيايد ، منتها تناقض در بعضى جاها هست و در برخى جاها نيست ولى اختلاف حمل در همه جا هست . مثلا اگر شما خط را مىآييد تعريف مىكنيد و مىگوييد مثلا كميتى است يك بعدى ، اين هم خط هست هم خط نيست . خط است يعنى مفهوم خط است و آن تعريف ، تعريف اين است ؛ خط نيست يعنى واقعا يك كميتى در ذهن شما وجود پيدا نكرده است .
- بنابراين مسأله نقيض را ما در همه جا مىتوانيم بگوييم . مثلا مىتوانيم بگوييم : « الانسان حيوان ناطق » و بلافاصله مىتوانيم بگوييم : « الانسان ليس به حيوان ناطق » .
استاد : همين جور هم هست ، و لذا مىگوييم : « در تناقض هشت وحدت شرط دان » . درست هم هست . شما مىتوانيد بگوييد : « الانسان حيوان ناطق » و مىتوانيد به انسان ذهنى اشاره كنيد و بگوييد : « الانسان ليس به حيوان ناطق » زيرا يكى از اين دو قضيه به حمل اولى است و يكى به حمل شايع . اما اگر مقصودتان اين باشد كه الانسان حيوان ناطق به حمل اولى ، ديگر نمىتوانيد بگوييد الانسان ليس به حيوان ناطق به حمل اولى . به حمل شايع هم اگر بگوييد الانسان حيوان ناطق ، ديگر نمىتوانيد بگوييد الانسان ليس به حيوان ناطق به حمل شايع .
- پس در اينجا خصوصيت ويژهاى ندارد ، فقط همين جهت تناقض مطرح است .
استاد : نه ، در اينجاها مستلزم نوعى تناقض است ، يعنى شبههء تناقض در آن مىآيد ، ولى در آنجا شبههء تناقض در ذهن نمىآيد .
- به نظر مىرسد كه اشكال برمىگردد به خلط ميان ذهن و عين .
استاد : بله ، اشكال برمىگردد به خلط ميان ذهن و عين و عدم توجه به اينكه رابطهء ذهن و عين چه رابطهاى است .