تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
« ماهيتى است كه وقتى وجود پيدا مىكند غير مستقل است » . حالا كه معلوم شد وجود اصيل است ، جوهر را به نحو ديگر تعريف مىكنيم ، آن واقعيتهايى كه دريافته‌ايم عوض نمىشود ، مىگوييم وجوداتى كه در خارج - در عالم ماده و طبيعت - هستند لا اقل دو قسم‌اند : وجودهايى كه مستقل‌اند از موضوع ، و وجودهايى كه اجبارا بايد در شىء ديگر حلول داشته باشند . پس ما نمىتوانيم به تعريفى كه در گذشته كرده‌اند استناد كنيم « 1 » .

برهان حاجى بر اينكه وجود جزء ندارد

گفتيم كه حاجى در باره مسائلى كه در اين فصل مطرح كرده است برهانى نياورده است ، فقط به تعريفات و اصطلاحات اتكاء كرده است . دربارهء اينكه وجود جوهر نيست به همان بيان ساده - كه گفتيم - اكتفا كرده است . دربارهء اينكه وجود عرض نيست ، همين جور . اينكه وجود ضد ندارد ، اينكه مثل ندارد و اينكه جزء چيزى نيست ، براى تمام اينها اين بيانات ساده را كه در واقع اتكاء به تعريفات است آورده است . ولى براى اين مسألهء آخر - كه وجود جزء ندارد - خواسته است يك برهان هم اقامه كند . لذا در آخر اين فصل مىگويد :
اذ قلب المقسّم مقوّما * او القوام من نقيض لزما
براى بيان اين برهان مقدّمتا انواع تركيب يعنى انواع جزء داشتن را بيان مىكنيم .

مقدمهء اول : تركيب حقيقى و تركيب اعتبارى

مىگويند مركّبها يعنى اشيائى كه جزء دارند بر دو قسمند : بعضى مركبها مركبهاى اعتبارى است ، يعنى وحدت آنها در خارج حقيقتى ندارد ، كه اينها اصلا قابل بحث
هامش
( 1 ) . - آن وقت اين اشكال پيش نمىآيد كه ما گفتيم وجود مشكّك است ولى اينجا بين عرض و جوهر تشكيك نيست ، اصلا تفاوت نوعى است ؟ استاد : بنابر اصالت ماهيت تفاوت نوعى است ، ولى بنا بر اصالت وجود تفاوت تشكيكى است . بنابر اصالت وجود ، از نظر اينكه ما وجودها را در نظر بگيريم نه ماهيتها را ، تفاوت تشكيكى مىشود زيرا در اينجا ماهيت معنى ندارد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 427 | مرتضى مطهرى