3 . معقولات ثانيه
سخن دربارهء معقولات اولى و معقولات ثانيه بود . به نظر مىرسد كه همان مقدارى كه در اين باره بحث شد براى شناختن معقولات اوليه و معقولات ثانويه - اعم از معقولات ثانويهء منطقى و معقولات ثانويهء فلسفى - كافى باشد . اما حاجى در اينجا معقولات اولى و معقولات ثانيه را به نحو خاصى تعريف كرده است . اكنون ما بايد ببينيم اين تعريفى كه حاجى كرده است چگونه تعريفى است و چه اصل و ريشهاى دارد و تا چقدر مىتواند درست باشد .
بيان حاجى در مورد معقولات ثانيه
حاجى مطلب را به اين شكل بيان كرده است كه مىگويد عارض بر سه قسم است « 1 » :
هامش
( 1 ) البته به حسب احتمال عقلى چهار قسم را مىتوان فرض كرد كه سه قسم آن همان است كه در متن ذكر شده است و قسم چهارم كه فقط فرض و غير معقول است عكس قسم سوم است يعنى عارضى باشد كه ظرف عروضش بر معروض خارج باشد و ظرف اتصاف معروض به آن عارض ذهن باشد .