يك مثالى كه آقاى هشترودى در همان مقاله آورده بود اين بود كه ما مىتوانيم كلمات را به دو دسته تقسيم كنيم : يك دسته كلماتى كه خود كلمه مصداق خودش هست و يك دسته كلماتى كه خود كلمه مصداق خودش نيست . مثلا كلمهء « سفيد » مصداق خودش نيست ، يعنى لفظ « سفيد » سفيد نيست . اما لفظ « كوتاه » مصداق خودش هست ، يعنى لفظ « كوتاه » كوتاه هم هست ( كه خيلى مثالهاى ديگر هم مىشود پيدا كرد و خود من هم مثالهاى زيادى برايش پيدا كردهام . مثلا لفظ « كلمه » خودش كلمه هم هست ، لفظ « اسم » خودش اسم هم هست ، ولى لفظ « فعل » خودش فعل نيست ، بلكه اسم است . لفظ « حرف » خودش حرف نيست ، بلكه اسم است ) . حالا كه الفاظ را به اين نحو دستهبندى كرديم مىآييم يك اصطلاح جعل مىكنيم : الفاظى را كه خود مصداق خود هستند « متجانس » مىناميم و الفاظى را كه خود مصداق خود نيستند « غير متجانس » مىناميم . بنابراين لفظ « اسم » متجانس است چون خودش اسم است ، اما لفظ « فعل » غير متجانس است چون خودش فعل
هامش
استاد : عين همين را طرح كردهاند ؟
- در همين كتابى هم كه آقاى دكتر مهدوى از پل فولكيه ترجمه كردهاند همين مثال زده شده است .
استاد : نه ، اين كه در دورهء اخير است . من شكاكان قديم را مىگويم . در دورهء اخير كه واضح است كه اين حرفها طرح شده است ، ولى در دورههاى قبل چطور ؟ آيا در دورههاى قبل اينها را طرح كردهاند ؟
- در همان جا در ذيل صفحهاى هست كه مىگويد من دروغ مىگويم ؛ حالا اين كه مىگويد « دروغ مىگويم » آيا خود اين خبر راست است يا دروغ ؟ هم راست است هم دروغ . ( رجوع شود به كتاب فلسفهء عمومى يا ما بعد الطبيعه ، تأليف پل فولكيه ، ترجمهء دكتر يحيى مهدوى ، ذيل صفحهء 58 . ) استاد : نوع دومش همين است كه يك كسى بگويد اين خبرى كه الآن دارم مىگويم دروغ است . حالا آيا اين خبر راست است يا دروغ ؟ همين خبرى كه دارد مىگويد ، راست است يا دروغ ؟
- خود اين خبر ؟
استاد : خود همين . « اين » كه مىگويد ، به همين خبر اشاره مىكند ، به نفس اين خبر اشاره مىكند .
به هر حال اين بحثها مطرح شده است . اين مسأله به آن شكل فعلا براى ما مطرح نيست .
- لابد به يك حملى راست مىگويد و به يك حملى دروغ مىگويد ؛ مسأله بر مىگردد به تفاوت حملين .
استاد : نه ، ممكن است كه آن ، راه حلش غير از راه حل تفاوت حملين و چيز ديگرى باشد .
اين مطلبى كه من عرض كردم چيز ديگر است .