هامش
ولى در باب وجود ذهنى به قضايا كار ندارند . مىگويند من الآن تصورى مثلا از آقاى زيد در ذهن خودم دارم ؛ اين تصور ذهنى من با وجود عينى او چه رابطهاى دارد ؟ در اينجا به قضيه كار نداريم . يك وقت هست من مىگويم : آقاى زيد سفر لندن رفته و برگشته است .
اين يك قضيه است . يك وقت هست نه ، من تصورى از آقاى زيد در ذهن خودم دارم و مىگويم اصلا بين اين تصور و خود آقاى زيد چه رابطهاى برقرار است ؟ بحث وجود ذهنى بحث دوم است .
- بحثش هم مفصل است .
استاد : بله ، مفصل است .
- چطور شده كه بعضا اين مشكلاتى كه در فلسفهء اروپايى در وجود ذهنى پيدا شده براى مسلمانها پيدا نشده است ؟
- چرا ؛ اتفاقا همين مبحث وجود ذهنى مبحث مهم و مفصلى است .
- نه ، اينها لااقل تصور كردهاند كه از اين مشكلات بدر آمدهاند ؛ يعنى طرح مشكل كردهاند و اين فلسفه سرنوشتش عوض نشده است .
- نه ، مشكل است . ملاصدرا هم كه آمده و به قول خودش قضيه را حل كرده است باز خيلىها قبول ندارند .
- همين بايد روشن بشود كه اين مسائلى كه در فلسفهء اروپايى مطرح است و هر فيلسوفى يك جوابى به اين مسأله داده است ، چطور در فلسفهء اسلامى اينجور مايهء تشتت نشده است ؟ آيا اين از اين جهت است كه فلاسفهء اسلامى فرضا به عمق مطلب پىنبردهاند و آن مشكلاتى كه در فلاسفهء اروپايى بوده به ذهنشان نرسيده يا اينكه از اول نظرگاهشان جورى بوده است كه اين مشكلات را با آن حل مىكردهاند ؟
استاد : اتفاقا هر دو مطلب هست . يكى اينكه نظرگاه اينها يك نظرگاه ديگرى است ، و ديگر اينكه مشكلاتى كه در فلسفهء اروپاست بيشتر اين مشكلات در اثر نظريات جديد علمى پيدا شده است . نظريات جديد علمى مشكلات جديدى را طرح كرده كه اين مشكلات در دنياى قديم مطرح نبوده است .
- فيزيك جديد حتى فاصلهء بين ماده و قوه را تقريبا از بين برده است .
- نه ، يكى از مسائلى كه در فيزيك جديد ، اول بار در مسألهء شناخت مؤثر شد مسألهء كيفيات اوليه و كيفيات ثانويه بود .
استاد : مسألهء حركت بود ، مسألهء جهان و حركت . البته اين در دنياى يونان هم بوده است .
ذيمقراطيس هم حرفش همين بوده است . آنهايى كه مىگفتند ماده و حركت را به ما بدهيد ما جهان را مىسازيم يعنى مىگفتند واقعيت جز ماده و حركت ماده چيز ديگرى نيست ، حرفشان همين بود .
- به خلأ هم اعتقاد داشتند .
استاد : آنها همانها بودند كه به خلأ هم اعتقاد داشتند ، بعد مىگفتند كه همهء اين كيفيات گوناگون و جنبههاى رنگارنگ و مختلف را ذهن انسان ساخته است .
- و اين اختلاف بين متكلمين و حكما هم منشأش باز به همان يونان برمىگردد . متكلمين از غير ارسطويىها يعنى از ذيمقراطيس و رواقيون و اينها اقتباس مىكردند و حكما از ارسطو اقتباس مىكردند .