هامش
آن قسمت كتاب جلوتر از اين قسمت است ، اما اگر من را در نظر بگيريد اين قسمت كتاب كه به طرف من است جلوتر است از آن قسمت كه به طرف شخص مقابل من است .
ولى در زمان اينجور نيست . اينكه ديروز مقدم بر امروز است يك امر قراردادى نيست .
امروز هم كه مقدم بر فرداست يك امر قراردادى نيست . به هيچ اعتبار من نمىتوانم امروز را بر ديروز مقدم بدارم ، زيرا اين بر اساس سير حركت از قوه به فعليت است . از قوه به فعليت رسيدن كه ديگر يك امر قراردادى نيست ؛ يك امر واقعى است . اتفاقا فرض اينكه در مسألهء زمان « ما به التقدم » چيست فرض بسيار مشكلى است ولى به هر حال مطلب به همين جا ( تشكيك ) برمىگردد .
بعلاوه گذشته از تقدم و تأخر زمانى مگر شما مىتوانيد تقدم بالشرف را انكار كنيد ؟
- منظور از تقدم بالشرف چيست ؟
استاد : تقدم بالشرف يعنى تقدم از نظر شرافت ، مثل اينكه شما مىگوييد فلان كس اعلم است از فلان كس .
- اينها اعتبارى است .
استاد : يعنى چه اعتبارى است ؟
- يعنى مربوط به عقل عملى مىشود .
استاد : خير ، در اعلميّت كه عقل عملى نيست ؛ و يا مثلا در اتقائيّت وقتى مىگوييد فلان كس عادلتر است يا با تقواتر است ، معنايش اين است كه ملكهء تقوا را اين دارد ، او هم دارد و او را كه مىگوييد اتقى است نه اين است كه تقوا را دارد و علاوه بر تقوا چيز ديگرى دارد ، بلكه در همان ملكهء تقوا كه با يكديگر مشترك هستند او افزون دارد بر اين همهء اينها برمىگردد به همين جهت .
بنابراين مسأله صرف تمثيل نيست . ولى اى كاش به همين بيانى كه من عرض كردم بيان كرده بودند . به اين بيانى كه من عرض مىكنم نه حاجى ذكر كرده است نه ملاصدرا و نه كسى ديگر . ولى با اين بيان كه من عرض مىكنم مسأله خيلى روشنتر مىشود و ما در كتاب اصول فلسفه مطلب را مقدارى روى همين پايه ذكر كردهايم و اين بيان ، بيان بسيار روشنترى است .
- اين بيان يك بيان فلسفى است ، چون غالبا مىگويند كه همين نور ، آنكه نزديكتر است قويتر است و آنكه دور تر است ضعيفتر است ؛ ديگر بيان فلسفى ذكر نمىكنند . ولى اين بيان يك بيان فلسفى است .
- اصلا تشبيه وجود به نور قياس مع الفارق است . درست است كه نور ظاهر لنفسه و مظهر لغيره است ، اما اصلا اين به آن وجود مىدهد .
استاد : بله ، اين نور حسى اصلا خودش يك شيئى است ، يعنى يك ماهيتى است مثل ماهيات ديگر كه داراى وجود هم هست . اين مثالها فقط ارزش تمثيلى دارد و الّا ارزش فلسفى ندارد .