6 . اصالت وجود
دليل پنجم
دليل ديگرى براى اصالت وجود ذكر شده است كه همان برهان ششم مىشود كه حاجى در منظومه آورده است :
لو لم يوصّل وحدة ما حصلت * اذ غيره مثار كثرة أتت
مقدمتا ما بايد مسأله حكم را فعلا در قضاياى حمليه « 1 » مورد بررسى قرار دهيم .
اين حرفى است كه هم قدما گفتهاند و بدان توجه داشتهاند و هم فلاسفهء جديد مثل هگل و امثال او گفتهاند كه وقتى حكم مىكنيم و مىگوييم « الف ب است » در اينجا قطعا يك اختلاف بايد وجود داشته باشد و يك اشتراك و اتحاد .
اگر اختلاف وجود نداشته باشد يا بايد بگوييم قضيه غلط است و يا بايد بگوييم قضيه بىفايده و به قول هگل ابلهانه است ، چون قضيه را از نظر فايدهاش القا مىكنند .
اگر كسى بگويد : « آنچه در جوى مىرود آب است » ما به او مىخنديم ، و اگر كسى بگويد : « آنچه در جوى مىرود آن چيزى است كه در جوى مىرود » بيشتر بايد به او
هامش
( 1 ) . چون بسيطترين قضايا ، قضاياى حمليه است . بعد ، از قضاياى حمليه قضاياى شرطيه به وجود مىآيد .