فصل اول تناهى علل فاعلى و علل قابلى
مقدمه
معلوم و واضح است كه « معرفة المبدأ الاوّل للوجود كلّه و معرفة صفاته » يعنى شناخت مبدأ اصلى وجود ( يعنى واجبالوجود ، خدا ) و صفات او .
در جلسهء مختصرى كه در هفتهء پيش بود « 1 » گفتيم كه در ميان متأخران از شيخ اين قسمت را « الهيات بالمعنىالاخص » اصطلاح كردهاند . ما در كلمات شيخ با اين اصطلاح تاكنون برخورد نكردهايم . متأخرين تمام فلسفهء اولى را « الهيات بالمعنىالاعم » مىگويند و اين قسمتش را كه جزئى از الهيات بالمعنىالاعم است « الهيات بالمعنىالاخص » مىنامند . ظاهراً اين اصطلاح از متأخرين است . در كلمات شيخ ديده نشده تا چه رسد به كلمات متقدمتر از شيخ مثل فارابى و امثال او .
اينكه اين اصطلاح از چه موقع رايج شده ، دقيق نمىدانيم ، ولى همينقدر مىدانيم كه اين اصطلاح در آن زمانها رايج نبوده است .
مقالهء هشتم نيز فصولى دارد . فصل اول آن در تناهى علل است . البته آنچه بيشتر به اينجا مربوط مىشود تناهى علل فاعليه است . ولى بعد خواهيم گفت كه از يك جهت تناهى ساير علل هم به تناهى علل فاعليه منتهى مىشود . آنچه در اينجا
هامش
( 1 ) . [ متأسفانه نوار آن جلسه در دست نيست . البته اكثر مطالب آن جلسه دوباره طرح شده است . ]