را خيرات و لذات عقلى دانسته است .
قوله : و كل خير بالقياس الى شىء فهو الكمال الذى يختص به و ينحوه باستعداده الاول .
و كل لذة فانها تتعلق بامرين : بكمال خيرىّ و بادراك له من حيث هو كذلك .
خير هر قوه عبارت است از كمالى كه به او اختصاص دارد و به حسب استعداد اوّلى و فطرى ، آن را مىجويد .
و هر لذتى به دو چيز بستگى دارد : يكى واقعيت كمالى كه خير آن شىء در او باشد ، و ديگر ادراك كردن آن كمال خيرى به صفت كمال خيرى .
شرح : اين قسمت مربوط به گذشته است . در گذشته اولا در تعريف « لذت » چنين گفته شد : « لذت عبارت است از ادراك و رسيدن به چيزى كه آن چيز براى مدرك خير و كمال است » و ثانيا گفته شد كه خير و شر به نسبت فرق مىكنند ؛ يعنى ممكن است يك چيز براى يك قوه خير باشد و براى قوهء ديگر نباشد ، و در نتيجه لذت هر قوه با لذت قوهء ديگر فرق مىكند . اكنون نوبت آن رسيده كه بدانيم كه تفاوت خير قوهها نسبت به هم چگونه است ؟
در جواب مىگوييم : استعدادهايى كه در قواى مختلف مىباشند با هم متفاوتند .
بنابراين قهراً هر قوهاى به حسب استعداد فطرى خود كمالى را مىجويد كه استعداد آن كمال در وى هست .
و بعد هم شيخ جملهاى آورده است كه همان طورى كه خواجه در شرح ، اشاره نموده حاوى مطلب جديدى نيست بلكه به منزلهء خلاصهء بحث است و آن اينكه لذت به دو چيز بستگى دارد : يكى رسيدن به واقعيّتى كه آن واقعيّت ، خير و كمال است و ديگر درك همان معنى .
وهم و تنبيه : و لعلّ ظانّا يظنّ انّ من الكمالات و الخيرات ما لا يلتذّ به اللذة التى تناسب مبلغه مثل الصحة و السلامة فلا يلتذّ بهما ما يلتذّ بالحلو و غيره .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٩٧