تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
هيچ ماهيتى نسبت به افراد خودش نمىتواند مشكك باشد - پس ماهيت « انسان » نمىتواند مشكك باشد ، جسم هم چون يك ماهيتى است نمىتواند مشكك باشد ، بياض هم خودش يك ماهيتى است و نمىتواند مشكك باشد ، فقط مشتقها كه مصداقهاى بالعرض دارند مىتوانند مشكك باشند ، از باب اينكه اينها يك مصداق واقعى و بالذات ندارند . كلمهء « موجود » را هم اينها ( قدمايى مثل شيخ ) يك چنين چيزى مىدانستند . بعد شيخ اشراق پيدا شد و اين حرف را واژگون كرد ؛ گفت : خير ، ماهيات تشكيك بردار هستند و جسم در جسم بودن مىتواند مشكك باشد ، يعنى بعضى افرادش در جسم بودن اولى باشد نسبت به بعضى ديگر . افراد انسان در همان انسان بودن فلسفى مىتوانند مشكك باشند يعنى بعضى اولى باشند در انسانيت ، چون اصلًا ماهيت قابل شدت و ضعف است :
بالنقص و الكمال فى المهية * أيضا يجوز عند الاشراقية
ولى بعد كه نظريهء « اصالت وجود » پيدا شد نظريهء شيخ اشراق نيز دگرگون شد « 1 » . بعد كه نظريهء اصالت وجود پيدا شد و بعد از آن نظريهء وحدت تشكيكى وجود پيدا شد ، مسئله شكل ديگرى به خود گرفت . از آن نظر كه ماهيت « 2 » تشكيك بردار نيست ، نظر مشّائين تأييد شد يعنى نظر شيخ اشراق رد شد . اما اين جهت كه تشكيك عبارت است از صدق يك مفهوم عرضى بر شىء ، و مفاهيم عرضى ملاك تشكيكها هستند كه باز نظر مشّائين بود ، اين هم رد شد . مسئلهء تشكيك شكل ديگرى پيدا كرد كه اصلًا باب تشكيك از باب ماهيات خارج شد . تمام ماهيات متواطى هستند و آنچه
هامش
( 1 ) . سؤال : نظريهء اصالت وجود بعد از شيخ اشراق پيدا شد يا قبل از او پيدا شد ؟ نظريهء مشّائيان پس چه بود ؟ استاد : اصلًا آن وقت اين مسأله مطرح نبوده است و حتى شيخ اشراق هم به عنوان « اصالت وجود » رد نكرده ، به يك عنوان ديگر رد كرده است كه لازمهء حرفش اصالت ماهيت مىشود و الّا اسمى از « اصالت وجود » و « اصالت ماهيت » در كلمات شيخ اشراق نيست . توجه كنيد كه اصالت وجود و اصالت ماهيت مطرح نبود ولى اينكه ماهيت تشكيك بردار نيست مطرح بود . - به هر حال اينكه موجود را مشتق بگيريم بيشتر با اصالت ماهيت جور در مىآيد . استاد : موجود به هر حال مشتق است . ( 2 ) . يعنى آن كه در مقابل « وجود » قرار مىگيرد و آن كه در جواب « ماهو ؟ » واقع مىشود .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 209 | مرتضى مطهرى