را بنگريم جز انتظام و انطباق و هماهنگى و جز آثار دخالت قصد و عمد و اراده در مخلوقات نمىبينيم .
راز آفرينش انسان صفحهء 4 مىنويسد :
« دلايل بارزى كه نشان مىداد انسان در طول زمان با طبيعت انطباق يافته است امروزه با اين نظريه تكميل مىشود كه طبيعت هم به نوبه ، خود را با انسان انطباق داده است . »
در صفحهء 148 مىنويسد :
« وقتى حجم زمين و وضع آن را در فضا در نظر بگيريم و انطباقات حيرت انگيزى را كه براى پيدايش آن به كار رفته از نظر بگذرانيم خواهيم ديد كه اگر قرار بود اين انطباقات بر حسب تصادف و اتفاق پيش بيايد برخى از آنها در يك ميليون احتمال به يك احتمال صورت مىگرفت و مجموع آنها ميلياردها احتمال هم بيشتر لازم داشت . به همين جهت پيدايش زمين و نشئهء حيات را در روى آن هرگز نمىتوان با قوانين مربوط به اتفاق و تصادف تطبيق نمود . عجيبتر از انطباق انسان به عوامل طبيعت ، انطباق طبيعت به انسان است . »
2 . هدايت و راه يا بى
از جمله آثار و علائمى كه در خلقت موجودات مشاهده مىشود و دليل بر دخالت نوعى قصد و عمد و تدبير است « راه يا بى » اشياء است . هر موجودى علاوه بر ارگانيزم و سازمان منظم داخلى ، از يك نيروى مرموز برخوردار است كه به موجب آن نيرو راه خود را به سوى آينده مىشناسد . به عبارت ديگر اشياء و موجودات در عين اينكه به حسب ساختمان مادى و جسمانى ، كور و نابينا مىباشند يك نوع بينش مرموزى آنها را رهبرى مىكند . اين بينش مرموز را در ماوراء ساختمان جسمانى اشياء بايد جستجو كرد . اما اينكه ماهيت اين بينش مرموز چيست و چگونه مىتواند باشد ؟ آيا در درون اشياء نهفته است و يا صد در صد بيرونى است ؟ و يا از قبيل كشش يك نيروى قوىتر است موجودات را به سوى كمال ، و به اصطلاح فلاسفه از قبيل تحريك و تأثير معشوق است در عاشق ؟ بحث دامنه دارى است ، و به هر حال دليل و مؤيد وجود قدرت مدبّرى