اين مسائل عمل است نه معرفت . تعبد و تسليم مربوط به اين گونه مسائل است « 1 » .
برخى ديگر يك سلسله مسائل نظرى و اعتقادى است مربوط به خداوند و صفات ثبوتيه و سلبيهء او و عوالم قبل از اين عالم و بعد از اين عالم . در قرآن كريم و كلمات پيشوايان دين ، چه به صورت حديث و چه به صورت ادعيه و چه به صورت احتجاجات و چه به صورت خطبه و خطابه ، از اين مسائل زياد آورده شده است .
مثلًا در نهج البلاغه در حدود چهل نوبت دربارهء اين مطالب بحث شده است و بعضى از آن بحثها طولانى است يعنى در حدود دو سه صفحه است . در كافى متجاوز از دويست حديث در ابواب توحيد آمده است كه دربارهء مسائلى از قبيل اثبات وجود خداوند ، حداقل معرفت ، صفات ثبوتيه از قبيل علم و قدرت ، صفات سلبيه از قبيل جسميت و تحرك و غيره بحث كرده است . توحيد صدوق خود دريايى از معرفت است ، در حدود چهار صد و پنجاه صفحه در مسائل مختلف توحيدى بحث كرده است ، پنجاه صفحهء اين كتاب تحت عنوان « التوحيد و نفى التشبيه » است ، بيست صفحه دربارهء علم و قدرت است ، دوازده صفحه دربارهء صفات ذات و صفات افعال است ، سى و هفت صفحه دربارهء اسماء اللّه است ، بيست و هفت صفحه در ردّ ثنويّه و زنادقه است ، بيست و پنج صفحه دربارهء قضا و قدر است ، سى و پنج صفحه اختصاص دارد به مباحثات حضرت رضا عليه السلام با اهل اديان و اصحاب مقالات ، و غير اين مباحث . در همهء اين مباحث نه به شكل القاء يك سلسله مسائل تعبدى ، بل به صورت القاء يك سلسله بيانات استدلالى روشنگر و ترتيب صغرا و كبراى منطقى بحث شده است .
در قرآن و نهج البلاغه و خطب و احتجاجات و ادعيه مسائلى مطرح شده از قبيل : اطلاق و لا حدّى و احاطهء ذاتى و قيّومى خداوند و اينكه او هستى مطلق و نامحدود است ، چيستى ( ماهيت ) ندارد و قيد و حد را به هيچ وجه در او راه نيست ، ذاتى است محدوديت ناپذير و بىمرز ، هيچ مكان و زمان از او خالى نيست ، هم بر زمان تقدم دارد و هم بر مكان و هم بر عدد ، وحدت او وحدت عددى نيست ، زمان و مكان و عدد در مرتبهء
شرح
( 1 ) اگر انسان به راز اين گونه مسائل پى ببرد ولى به كار نبندد به نتيجه نمىرسد ، اما اگر تعبدا و بدون آگاهى از رازها و فلسفههاى آنها ، آنها را به كار بندد اثر مطلوب عايدش مىگردد ، و غالباً راز و فلسفهء اين گونه مسائل از دسترس عقل و انديشهء بشر خارج است . بديهى است كه اگر در اين مسائل ، معرفت و عمل توأم گردد نتيجهء بهترى به دست مىآيد .