و اما فرضيهاى كه ماده را نتيجهء تراكم يافتن انبوهى از انرژى مىگيرد ، چون تاكنون از راز تراكم انرژى و پيدايش حجم ، پرده برداشته نشده ، نوعيت جوهرى ويژهء جسم كه نخستين نوع پديدهء نوعى شمرده مىشود ، در اعتبار خود باقى است .
اقسام عرض
گذشتگان فلاسفه از « مشّائين » كه در رأس آنها ارسطا طاليس فيلسوف شهير يونانى قرار دارد و بزرگان فلاسفهء اسلام مانند فارابى ، ابن سينا و صدر المتألّهين پس از اثبات وجود « عرض » آن را به قسمت اوّلى بر نه مقوله كه اجناس عالى اعراض بوده باشند ، تقسيم كردهاند :
كيف ، كم ، متى ، اين ، وضع ، ملك ، فعل ، انفعال و اضافه .
و البته اين تقسيم و تقسيماتى كه براى اقسام آن نمودهاند مبنى بر استقرائى است كه در خواص مهيّات نمودهاند و البته پس از اين در اثر پيشرفت علم و صنعت خواص بسيارى كشف شده كه در آن زمان پرده از روى آنها برداشته نشده بود و پيدايش اين خواص در تقسيمات نامبرده خالى از تأثير نخواهد بود .
و چون فايدهء علمى زيادى در استيفاى بحث و تعداد و تشخيص اين نوعيتهاى عرضى و خاصه در هفت مقولهء قبلى ( از سوم تا نهم ) نيست ، از گفتگو دربارهء آنها خوددارى مىكنيم .
همين اندازه مطلق « عرض » به سه نوع كلّى « كيفيّت » ، « كمّيّت » ، « نسبت » تقسيم مىشود :
( 1 ) . « كيفيت » عرضى است كه به خودى خود قسمت و نسبت نمىپذيرد مانند كجى خط و راستى خط .
( 2 ) . « كمّيت » عرضى است كه به خودى خود قسمت پذير باشد مانند خط ، سطح ، حجم ، عدد ، زمان .
( 3 ) . « نسبت مقولى » عرضى است كه از راه برخورد دو مهيّت يا بيشتر و پيدايش سنجش در ميان آنها پيدا مىشود مانند نسبت دورى و نزديكى و مانند موازات و محاذات .
و البته تباين اين سه نوع كلّى پوشيده نيست .
مسائلى كه در اين مقاله به ثبوت رسيد :
( 1 ) . ما در خارج مهيّات زيادى داريم .
( 2 ) . در مهيّات نيز تركيب پيدا مىشود .