تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤
تناقض و ناسازگارى پايه و اساس حركت و فعاليت موجودات است . به عبارت ديگر ريشهء حركتها و جنبشها تناقض و تضاد و ناسازگارى است كه در اشياء مستقر است . ( 3 ) . حركت تحولى و تكاملى اشياء براساس عبور از ضدى به ضد ديگر و سپس سازش و تركيب و وحدت دو ضد در مرحلهء عالىتر است و به عبارت ديگر حركت و تغيير بر طبق قانون مثلث « اثبات ، نفى ، نفى در نفى » يا « موضوع ، ضد موضوع ، تركيب » صورت مىگيرد . پل فولكيه مىگويد : « سازش تناقضات در وجود اشياء و همچنين در ذهن را هگل « ديالكتيك » مىنامد . روش ديالكتيكى شامل سه مرحله مىباشد كه معمولًا « موضوع ، ضد موضوع ، تركيب » مىنامند ( تز ، آنتىتز ، سنتز ) . ولى هگل اين سه مرحله را : « تصديق ، نفى ، نفى در نفى » مىنامد . » ايضا پل فولكيه مىگويد : « هگل مثلث « موضوع ، ضد موضوع ، و تركيب » را اختراع نكرده است . معاصرين وى فيخته « 1 » و شلينگ « 2 » هم نظريات ماوراء الطبيعى خود را بر آن اساس مىنهاده‌اند « 3 » ، ولى هگل از اصل فوق به حداكثر استفاده نموده و تنها وسيلهء توجيه واقعيت دانسته است و سپس آن را « ديالكتيك » نام نهاده و همين باعث شده است كه اين كلمه در نظر معاصرين دور از ذهن جلوه نمايد زيرا تاكنون ديالكتيك عبارت بود از فن اثبات و فن انكار « 4 » كه هر دو مبتنى بر اصل عدم اجتماع ضدين مىباشد ولى هگل ديالكتيك را به صورت « ائتلاف ضدين » در مىآورد . » ديالكتيك هگل در عين اينكه يك نظر فلسفى است يك نظر منطقى است يعنى در عين اينكه ماهيت و واقعيت اشياء را توجيه و توصيف مىكند قانون فكر را نيز بيان مىنمايد . هگل معتقد است هر چه ذهن است واقعيت است و هرچه واقعيت است ذهن
شرح
( 1 )fichte. ( 2 )schelling. ( 3 ) مقصود اين است كه نام آن را ديالكتيك نمىنهادند ، هگل اول كسى است كه اين نام را بر آن نهاد . ( 4 ) مقصود از فن اثبات ، اصطلاح سقراط در اين كلمه است و مقصود از فن انكار ، اصطلاح ارسطو است و هر دو قبلًا توضيح داده شد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 784 | مرتضى مطهرى