نسبت « ضرورت » ندارد اگر چه در عين حال نسبت به مجموع اجزاى علت كه مجموع انسان و غير انسان است نسبت « ضرورت » دارد .
( 4 ) . علت منقسم مىشود به علت ناقصه و علت تامّه ، زيرا علتى كه داراى اجزاء مىباشد همچنانكه معلول به مجموع اجزائش احتياج دارد نسبت به هر يك از آنها
Commentary
لفظ « عليت » خود را راضى ساختهاند همان طورى كه نظير اين بازى با لفظ را از متكلمين نيز كه به جاى لغت « عليت » لغت « فاعليت » به كار بردند ديديم .
گذشته از اينكه دليل اين دسته براى نشان دادن مناط احتياج به علت - مبنى بر اينكه « هر موجودى محتاج به علت است » - ضعيف و بىپايه است ، ادلّهء وجود مبدأ كل و خالق كل ، بطلان اين نظريه را روشن مىكند و مخصوصاً برهان معروف به « برهان صدّيقين » كه عالىترين و شريفترين براهين اين مطلب است و از غور در حقيقت وجود نتيجه مىشود بطلان اين نظريه را بيش از پيش روشن مىسازد . برهان صدّيقين از اصالت وجود و تشكيك وجود استنتاج مىشود و تنها فلاسفهء اسلامى هستند كه به اين برهان تنبه پيدا كردهاند . در مقالهء 14 مفصلا در اطراف مقدمات و نتايج اين برهان بحث خواهد شد .