علمى ( نه فلسفى ) نظريهء تطور را كه اختصاص به موجودات زنده دارد بيان كرد و بعد عدهاى از طرفداران فلسفهء مادى از قبيل هكسلى « 1 » و بخنر آن را سند ماديت . و فلسفهء مادى قرار دادند . در صفحهء 16 همان كتاب مىگويد :
« عجبتر اين است با آنكه دارون واضع اساسى اين مذهب است جميع نتايجى كه مىبايست بگيرد نگرفته است . »
در مقالهء اول شرح بخنر ( ترجمه عربى ) اين جمله را از خود داروين نقل مىكند :
« مطابق آنچه تا كنون بر من كشف شده تمام موجودات زندهاى كه در روى زمين پيدا شده همه از يك اصل منشعب شدهاند و اولين موجود زندهاى كه در روى زمين پديد آمده است خالق ، روح حيات را در او دميده است . »
در نيمهء دوم قرن نوزدهم علاوه بر جريان داروينيسم كه بازار فلسفهء مادى را رونق داد ، جريان خاص ديگرى نيز پيدا شد كه شكل و قيافهء ديگرى به ماديت داد و مكتب جديدى به وجود آورد به نام « ماترياليسم ديالكتيك » .
به وجود آورندهء اين مكتب دو شخصيت معروف هستند به نام كارل ماركس « 2 » ( 1818 - 1883 ) و فردريك انگلس « 3 » ( 1820 - 1895 ) كه بيش از هر چيز داراى افكار انقلابى و احساسات تند اجتماعى بودند .
از مشخصات اين مكتب يكى اين است كه از منطق مخصوص « ديالكتيك » پيروى مىكند .
كارل ماركس كه پايهگذار اصلى ماترياليسم ديالكتيك به شمار مىرود ، براى مدت كوتاهى شاگرد هگل « 4 » فيلسوف بزرگ آلمان بوده و منطق ديالكتيك را از او آموخته است .
شرح
( 1 )Haksli.
( 2 )Karl Marks.
( 3 )Engels.
( 4 )Hegel.