اصلى وهابيّه به شمار مىرود كتابى دارد به نام الرّدّ على المنطق كه چاپ شده است .
جلال الدين سيوطى نيز كتابى دارد به نام صون المنطق و الكلام عن المنطق و الكلام كه در ردّ علم منطق و علم كلام نوشته است . امين استرآبادى كه از علماى بزرگ شيعه و رأس اخباريّين شيعه و معاصر با اوايل صفويّه است ، كتابى دارد به نام فوائد المدنيّه . در فصل يازدهم و دوازدهم آن كتاب بحثى دارد دربارهء بى فايده بودن منطق .
در جهان اروپا نيز گروه زيادى بر منطق ارسطو هجوم بردهاند . از نظر بعضى اين منطق آنچنان منسوخ است كه هيئت بطلميوسى . اما صاحبنظران مىدانند كه منطق ارسطو بر خلاف هيئت بطلميوسى مقاومت كرده و نه تنها هنوز هم طرفدارانى دارد ، مخالفان نيز اعتراف دارند كه لااقل قسمتى از آن درست است . منطق رياضى جديد عليرغم ادعاى بعضى از طرفداران آن ، متمّم و مكمّل منطق ارسطويى و امتداد آن است نه فسخ كنندهء آن . ايرادهايى كه منطقيّون رياضى بر منطق ارسطويى گرفتهاند فرضاً از طرف خود ارسطو به آن ايرادها توجهى نشده باشد ، سالها قبل از اين منطقيّون از طرف شارحان و مكمّلان اصيل منطق ارسطويى مانند ابن سينا بدانها توجه شده و رفع نقص شده است .
در جهان اروپا افرادى كه در مبارزه با منطق ارسطويى شاخص شمرده مىشوند زيادند و از آنها فرنسيس بيكن « 1 » ، دكارت « 2 » ، پوانكاره « 3 » ، استوارت ميل « 4 » ، و در عصر ما برتراند راسل « 5 » را بايد نام برد .
ما در اينجا ناچاريم قبل از آنكه به طرح ايرادها و اشكالها و جواب آنها بپردازيم ، بحثى را كه معمولًا در ابتدا طرح مىكنند و ما عمداً تأخير انداختيم طرح نماييم و آن تعريف « فكر » است . از آن جهت لازم است تعريف و ماهيت « فكر » روشن شود كه قياس خود نوعى تفكر است و گفتيم كه عمدتا بحثهاى طرفداران يا مخالفان منطق ارسطويى دربارهء ارزش قياس است و در واقع دربارهء ارزش اين نوع تفكر
هامش
( 1 ) .Francis Bacon.
( 2 ) .Descartes.
( 3 ) .Poincareh.
( 4 ) .Staurt Mill.
( 5 ) .Bertrand Russel.