تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
ديگر در اين زمينه عرفا چون اهل زبان و شعر و ادب بودند قيامت و بيداد كردند . قبلا هم عرض كرديم كه اين جزء حقايقى است كه قرآن مجيد پذيرفته است ، هم به آن مفهوم عام خودش كه همهء موجودات رو به سوى خدا هستند ، آنجا كه مىفرمايد :
« أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
( 1 ) يا آنجا كه مىفرمايد :
« سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
( 2 ) و هم به مفهوم خاصش دربارهء خصوص انسان . اين آيهء قرآن حقيقتا نمونه‌اى از اعجاز است كه مىفرمايد :
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ، أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
( 3 ) آنان كه ايمان آوردند و قلبهاى آنها به ياد حق آرامش پيدا كرد . آن وقت در جملهء دوم به صورت يك اصل كلى آن هم به صورت حصر [ مىفرمايد ] :
« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
بدانيد تنها با ياد خداست كه دلها آرامش پيدا مىكند ؛ يعنى اين دل انسان ، روح انسان ، قلب انسان جورى ساخته شده است كه هيچ چيزى قدرت ندارد به او طمأنينه و آرامش بدهد . اين معنايش اين است كه آن هدف اصلىاى كه در بشر وجود دارد كه دنبال او مىرود و خودش هم كاملا توجه ندارد ، او جز خدا چيز ديگرى نيست و لهذا به هر چيز ديگر برسد طولى نخواهد كشيد كه آن گرمى و حرارت و شوق مبدل به سردى خواهد شد و تنها يك چيز است كه انسان اگر به او برسد آرزوى تغيير دادن و تبدل و تنوع در آن نيست . يكى از اشتباهات بزرگ همين است : بعضيها خيال مىكنند انسان طبعا طالب تنوع است ، اصلا تنوع را دوست دارد يعنى اينكه از نوعى به نوع ديگر لذتهايش را عوض كند ، محبوبهايش را عوض كند ، خود تنوع مطلوب است ، در صورتى كه اين جور نيست . علت اينكه تنوع مطلوب است ، اين است كه هيچ مطلوبى قدرت ندارد مطلوبيت خودش را براى هميشه حفظ كند و جهتش اين است كه آن مطلوب مطلوب مجازى بشر است ، مطلوب واقعى و حقيقى نيست . اگر يك شىء مطلوب واقعى و حقيقى باشد ، انسان از او سرد نمىشود و اگر از او سرد نشد طالب تنوع نيست . ما مىبينيم در قرآن راجع به نعمتهاى بهشتى و آن دنيايى اين نكته هست :
هامش
( 1 ) . آل عمران / 83 . ( 2 ) . حديد / 1 . ( 3 ) . رعد / 28 .