تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
منبع تمام علتها و اسباب ديگر است و يا اينكه در يك نقطه و در يك علت نهايى متمركز نمىشود ؟ بسيار خوب ، ما با دليل فهميديم كه در يك نقطه نهايى متمركز مىشود . اين درست مثل اين است كه يك كسى بيايد قانون جاذبه عمومى را كشف كند كه يك قانونى در دنيا هست به نام جاذبه عمومى . چنين چيزى براى روح بشر جاذبه ندارد ، يعنى روح بشر را به سوى خودش نمىكشد ، در روح بشر عشق و طلب به سوى خودش ايجاد نمىكند ، پرواز ايجاد نمىكند . ولى خدا به آن شكل كه انبياء عموما ( 1 ) [ بيان كرده‌اند ] ، آن خدايى كه قرآن به بشر معرفى مىكند جاذبه دارد ، جميل است ، زيباست ، شايسته است كه محبوب و مطلوب بشر قرار بگيرد ، بلكه تنها چيزى كه شايسته است به تمام معنا مطلوب و محبوب بشر قرار بگيرد اوست . به گونه‌اى خدا را به انسان مىشناسانند كه در انسان نوعى اشتعال ايجاد مىشود يعنى انسان برافروخته مىشود ، در او عشق و حركت به سوى آن خدا به وجود مىآيد ، شب‌زنده‌دارىها به وجود مىآورد ، تشنگى در روزها به وجود مىآورد كه براى اين خدا تشنگيها مىكشد ، گرسنگيها مىكشد ، شب‌زنده‌دارىها پيدا مىكند ،
تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ
( 2 ) مىشود ، جان در راه اين خدا فدا مىكند ، مال در راه اين خدا فدا مىكند . اصلا ارسطو قادر نيست كه خدا را به اين شكل به بشر بشناساند . [ مىگويد ] علة العلل . همه علتهاى دنيا در يك نقطه متمركز مىشود . بسيار خوب در يك نقطه متمركز بشود ، آخرش چى ؟ اما آن خدايى كه ما در قرآن مىبينيم ، غير از اينكه علة العلل است يا به تعبير قرآن
الْأَوَّلُ
است ، اول مطلق است ، همه چيز از آنجا پيدا شده ، عمدهء مطلب آن
الْآخِرُ
بودنش است يعنى آن كه - باز به تعبير قرآن - همه اشياء طبعا به سوى او بازگشت مىكنند و به سوى او مىروند و نهايت همه چيز به سوى اوست . اين دو از زمين تا آسمان فرق مىكنند . اينجور خدا را توصيف كردن يعنى خدا را روبروى خلقت قرار دادن ، نه [ تنها ] در پشت سر خلقت . علة العلل ، خدا را در پشت سر خلقت قرار مىدهد يعنى اين خلقتى كه دارد همين طور حركت مىكند ، در آن [ عقب ] يك علت
هامش
( 1 ) . البته وقتى مىگوييم انبياء عموما ، ما انبياء را فقط از زبان قرآن مىشناسيم ، از غير قرآن ما انبيايى را نمىشناسيم و بلكه در آن كتابهاى ديگر آن انبياء را كه نشان مىدهند يك چيزهايى است كه غير قابل قبول است . ( 2 ) . صف / 11 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 604 | مرتضى مطهرى