Skip to main content

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — Page 495

Contributors:

P.495

شاهدى از قرآن

خود قرآن هم اين قضيه را تعليل به يك نوع علم مىكند كه مسلّم آن علم از اين نوع علم نيست كه [ شخص ] قاعده و قانونى را بداند و بعد بخواهد روى آن عمل كند ، ولى به هر حال [ ناشى از ] يك نوع علم و ايمان مىداند . قرآن كريم در داستان آن مردى كه تخت ملكهء سبا را در طرفة العينى از يمن آورد به فلسطين ، اينطور نقل مىكند كه سليمان به كسانى كه اطرافش بودند از جن و انس گفت :
« أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ »
چه كسى قبل از اينكه خود آنها بيايند و تسليم ما بشوند تخت او را اينجا حاضر مىكند ؟
« قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ »
[ پليدى از جن ] گفت من آورندهء آن هستم پيش از آنكه اين مجلس به هم بخورد ؛ يعنى در ظرف يكى دو ساعت . اين براى سليمان چيزى نبود و اهميتى نداشت :
« قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ »
آن كسى كه نوعى علم از كتاب محفوظ و از لوح محفوظ داشت ، نوعى علم كه قابل تعريف براى شما نيست ، گفت : پيش از يك چشم به هم زدن حاضرش مىكنم .
« فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي »
( 1 ) سليمان نگاه كرد ديد حاضر است . اين آيه هم دليل بر اين است كه اين نيروى خارق العاده در انسان وجود پيدا مىكند به موجب علمى كه انسان پيدا مىكند نه آنطورى كه بعضى اشخاص مىگويند كه انسان هيچ‌كاره است ، خدا اينجا يك كارى را مىكند ؛ آن انسانى كه معجزه به دستش ظاهر مىشود با ما در عمل معجزه هيچ فرقى ندارد ، فقط به دست او [ انجام مىشود ] ، مثل يك خيمه شب بازى است و يك ظاهر است . پس خود قرآن هم اين مسأله را تعليل و توجيه مىكند به نحوى از علم . غرض ما اين است كه مسألهء درمانهاى روانى و مسألهء خواب مصنوعى و مخصوصا مسألهء كشف شعور باطن كه اصلا معلوم شد دستگاه ديگرى ما وراء دستگاه انديشهء ظاهرى در بشر هست - كه اين را ديگر هيچ‌كس انكار نمىكند - كه در خواب مصنوعى فردى را تلقين مىكنند بعد بيدار مىشود يادش نيست كه چنين حرفى را
Footnote
( 1 ) - نمل / 38 - 40 .