درس سوم ( 1 ) : معتزله
بحث خود را - به علّتى كه بعداً توضيح خواهيم داد - از معتزله آغاز مىكنيم .
پيدايش فرقهء معتزله در اواخر قرن اوّل هجرى و يا اوايل قرن دوم هجرى صورت گرفت . بديهى است كه علم كلام مانند همهء علوم ديگر تدريجاً توسعه يافت و تكامل پيدا كرد .
ما نخست فهرستوار اصول عقايد معتزله و به عبارت بهتر مشخّصات اصلى مكتب معتزله را ذكر مىكنيم و سپس شخصيّتهاى معروف آنها را با اشاره به سرگذشت تاريخى اين قوم ياد مىكنيم و آنگاه سير تحوّلى عقايد آنها را بيان مىنماييم .
مسائل معتزله زياد است ، منحصر به امور دينى محض كه از نظر معتزله بايد به آنها معتقد و مؤمن بود نيست ، شامل يك سلسله مسائل طبيعى ، اجتماعى ، انسانى ، فلسفى نيز كه مستقيماً در حوزهء مسائل ايمانى نيست مىگردد ، ولى البتّه همهء آن مسائل به نحوى با مسائل ايمانى مربوط است و به عقيدهء معتزله تحقيق در مسائل ايمانى بدون تحقيق در اين مسائل ناميسّر است .
خود معتزله پنج مسأله را از اصول اعتزال مىشمارند :
الف . توحيد ، يعنى عدم تكثّر ذات و صفات .