رسيده است . ما قبلًا نظر وى را دربارهء جهان نقل كرديم كه مدّعى بود :
« به انديشهء من ، جهان مجموعهاى است از نقطهها و جهشهاى فاقد وحدت ، فارغ از مداومت ، عارى از نظم و ترتيب و خالى از هر محتواى ديگرى كه مسألهآموز عشق باشد » .
پس آنچه ما از جهان به صورت ابعاد ، وحدتها ، استمرارها و نظامها درك مىكنيم ، از نظر راسل صرفاً انديشه است و به جهان واقع ارتباط ندارد . مدّعى بود :
« در واقع ، اگر تعصّب و عادت را كنار بگذاريم ، به ندرت مىتوان حتّى از اين نظر كه اصولًا دنيايى وجود دارد ، دفاع كرد . نظريّات اخير فيزيكدانان آنان را ناگزير از نكات فوق مىكند . »
اگر اين ، ايدهآليسم نيست ، پس ايدهآليسم چيست ؟ معلوم مىشود مىتوان ، هم ايدهآليست بود و هم منكر خدا و ما وراء طبيعت . مدّعى بود :
« از نظر فيزيك امروز ، خورشيد چيزى جز امواج احتمالات نيست . اگر بپرسيد آنچه احتمال ناميده مىشود چيست يا امواج در كدام اقيانوس سير مىكنند ، فيزيك دان مانند ديوانهاى جواب مىدهد كه : به قدر كافى از اين سخنان گفته و شنودهايم ؛ فرض كنيد مسأله را جز اين گرفتيم ، آن وقت چى ؟ با وجود اين ، اگر اصرار بورزيد خواهد گفت كه امواج در فرمول او و فرمول او در انديشهء اوست » .
آيا آنچه آقاى آفاناسيف آن را « ايدهآليسم ذهنى » ناميد بيش از اين چيزى است كه اين آقاى فيزيك دان و رياضى دان و منكر خدا و ما وراء طبيعت و ماترياليست قرن بيستم مىگويد ؟ !
پس معلوم مىشود ممكن است مادّه را بر شعور مقدّم شمرد يعنى مادّه را به منزلهء مادر و شعور را به منزلهء فرزند شمرد و در عين حال الهى بود و بلكه اصالت روحى بود ، آنچنان كه فيلسوفانى از قبيل صدر المتألّهين اينچنين بودهاند ؛ و ممكن است شعور را اصل شمرد و در وجود عينى ماوراى شعور ترديد كرد و يا آن را انكار نمود و در همان حال منكر خدا و ما وراء طبيعت بود ، آنچنان كه راسل و امثال او اينچنيناند .
ممكن است گفته شود معيار اصلى و ما به التّفاوت مكتب الهى و مكتب مادّى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٩