د . شرك در پرستش
برخى از ملل در مرحلهء پرستش ، چوب يا سنگ يا فلز يا حيوان يا ستاره يا خورشيد يا درخت يا دريا را مىپرستيدهاند . اين نوع از شرك فراوان بوده و هنوز هم در گوشه و كنار جهان يافت مىشود . اين شرك ، شرك در پرستش است و نقطهء مقابل توحيد در عبادت است .
ساير مراتب شرك كه در بالا گفته شد شرك نظرى و از نوع شناخت دروغين است ، امّا اين نوع شرك ، شرك عملى و از نوع « بودن » و « شدن » دروغين است .
البتّه شرك عملى نيز به نوبهء خود مراتب دارد . بالاترين مراتبش كه سبب خروج از حوزهء اسلام است همان است كه گفته شد و شرك جلى خوانده مىشود . امّا انواع شرك خفى وجود دارد كه اسلام در برنامهء توحيد عملى با آنها سخت مبارزه مىكند .
بعضى از شركها آن اندازه ريز و پنهان است كه با ذرّهبينهاى بسيار قوى نيز به زحمت قابل ديدن است . در حديث است از رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) :
الشّرك اخفى من دبيب الذّرّ على الصّفا فى اللّيلة الظّلماء ، و ادناه يحبّ على شىء من الجور و يبغض على شىء من العدل و هل الدّين الّا الحبّ و البغض فى اللّه . قال اللّه
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
( 1 ) .
شرك ( راه يافتن شرك ) مخفىتر است از رفتن مورچه بر سنگ صاف در شب تاريك .
كمترين شرك اين است كه انسان كمى از ظلم را دوست بدارد و از آن راضى باشد و يا كمى از عدل را دشمن بدارد . آيا دين چيزى جز دوست داشتن و دشمن داشتن براى خداست ؟ خداوند مىفرمايد بگو اگر خدا را دوست مىداريد مرا ( دستورات مرا كه از جانب خداست ) پيروى كنيد تا خداوند شما را دوست بدارد .
اسلام هر گونه هواپرستى ، جاهپرستى ، مقامپرستى ، پولپرستى ، شخصپرستى را شرك مىشمارد . قرآن كريم در داستان برخورد موسى و فرعون ، جابرانه فرمان
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ( متن عربى ) ، ذيل آيهءقُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي.