وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ
( 1 ) .
در ذيل همين آيه است كه رسول خدا فرمود :
بالعدل قامت السّماوات و الارض ( 2 ) .
« آسمانها و زمين به عدل برپا است » .
عدل تشريعى - يعنى اينكه در نظام جعل و وضع و تشريع قوانين ، همواره اصل عدل ، رعايت شده و مىشود - نيز صريحا مورد توجه قرآن قرار گرفته است . در قرآن كريم تصريح شده كه حكمت بعثت و ارسال رسل اين است كه عدل و قسط بر نظام زندگانى بشر حاكم باشد :
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ
( 3 ) .
« همانا فرستادگان خويش را با دلائل روشن فرستاديم و همراه آنها كتاب و مقياس ( قانون ) فرستاديم تا مردم بدين وسيله عدل را بپادارند » .
بديهى است كه برقرارى اصل عدل در نظامات اجتماعى ، موقوف به اين است كه اولا نظام تشريعى و قانونى ، نظامى عادلانه باشد ، و ثانيا عملا به مرحلهء اجرا درآيد .
علاوه بر اين اصل كلى كه قرآن در مورد همهء پيامبران بيان كرده است ، در مورد نظام تشريعى اسلامى مىگويد :
قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ
( 4 ) . يا در مورد برخى دستورها مىگويد :
ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ
( 5 ) .
قرآن كريم ، امامت و رهبرى را « پيمان الهى » و مقامى « ضدّ ظلم » و « توأم با عدل » مىداند . قرآن آنجا كه دربارهء شايستگى ابراهيم براى امامت و رهبرى سخن مىگويد ، برداشتش چنين است : « آنگاه كه ابراهيم از همهء كورهها خالص درآمد به او ابلاغ شد كه تو را به امامت و رهبرى برگزيديم . ابراهيم در خواست كرد - و يا استفهام نمود - كه اين موهبت الهى در نسل او ادامه يابد . به او پاسخ داده شد كه : امامت و
هامش
( 1 ) . الرحمن / 7
( 2 ) . تفسير صافى ، ذيل همين آيه ( چاپ اسلاميّه ، ج 2 ، ص 638 )
( 3 ) . حديد / 25
( 4 ) . اعراف / 29
( 5 ) . بقره / 282