« راستى از اللّه چه مىفهميم ؟ جز تكامل مطلق ؟ جز آفرينش با همهء ابعادش ؟ و بالاخره جهان با حركت تكاملىاش به سوى يك بىنهايت بزرگ ؟ »
آيا اللّه در منطق قرآن يعنى تكامل مطلق ؟ تكامل ، حركت به پيش است و خداوند ، كمال و كامل مطلق است . فرق است ميان كمال و تكامل . مادّى مسلكان تكامل مطلق را مىپذيرند ، كمال مطلق را نمىپذيرند . اختلاف مادّى با الهى بر سر كمال مطلق است كه هيچ حالت منتظره و نيستى و كاستى و حركت ندارد ، نه بر سر تكامل مطلق .
آيا اللّه يعنى آفرينش با همهء ابعادش ، يا اينكه اللّه يعنى آفرينندهء همهء آفرينش با همهء ابعادش ؟ آيا اللّه يعنى جهان با حركت تكاملىاش به سوى بىنهايت بزرگ ، يا اللّه آن بىنهايت بزرگى است كه جهان از او سر زده و به سوى او در حركت و صيرورت است ( الا الى اللّه المصير ) ؟
اللّه به معنى تكامل مطلق ، به معنى آفرينش با همهء ابعادش ، به معنى جهان با حركت تكاملىاش به سوى بىنهايت بزرگ ، چيزى است كه هر بىاللّهى هم او را مىپذيرد . شما اگر از فويرباخ و ماركس و انگلس و لنين و استالين هم بپرسيد ، به چنين اللّهى اعتراف دارند .
خلاصه در اين تفسير همهء نامها مذهبى است و ابتدا جلب توجّه مىكند از قبيل اللّه ، توحيد ، نبوّت ، وحى ، ملك ، آخرت ، بهشت ، دوزخ ، روح ، نعيم ، عذاب ، توكّل ، صبر ، تكامل ، انقلاب . . . امّا همينكه به عمق و ژرفاى برداشتها وارد مىشويم ، همه از نظر ناپديد مىشوند و به جاى اينها معانى و مفاهيم ديگرى جايگزين مىگردند و جز لفظ چيزى باقى نمىماند .
عجيب اين است كه ادّعا مىشود كه ما مىخواهيم فرهنگ اسلامى را فرهنگى انقلابى كنيم . شگفتا ! آيا انقلابى بودن و يا به نظر شما انقلابى شدن فرهنگ اسلامى در گرو اين است كه محتواى معنوى آن را از آن بگيريم و محتواى مادّى جايگزين آن سازيم ؟ ! آيا انقلاب منحصر به انقلاب شكم و انقلاب ناشى از محروميّت و موضع طبقاتى است ؟ آيا پيغمبر اسلام انقلاب سر و انقلاب روح و قلب برپا نكرد ؟ آيا اين گونه برداشت از انقلاب ، دانسته يا ندانسته ، تبليغ به سود ماترياليسم نيست كه تنها با برداشتهاى ماترياليستى و توجيه مادّى تاريخ و جامعه و بالاخره با ماترياليسم
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحه 469
پدیدآورندگان: مرتضى مطهرى
ص۴۶۹