تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
حدود امكان تأمين نمايد . اما تأمين همهء آزاديهاى افراد ، صددرصد ناممكن است و لهذا خوب بودن يك قانون از اين نظر ، يعنى از نظر تأمين آزاديها ، نسبى است زيرا تنها بعضى از آنها قابل تأمين است . قانون خوب آن است كه حدّ اكثر آزاديها را كه ممكن است ، تأمين كند ، هر چند مستلزم سلب برخى آزاديها است . پس خوب بودن يك قانون از جنبهء تأمين آزاديها ، نسبت به قانونهاى مفروض ديگر است كه كمتر از اين قانون قادر بر حفظ و تأمين آزاديها است . در اينجا لازم است براى رفع اشتباه ، يك نكته را يادآورى كنم و آن اين كه همچنانكه ملاحظه شد ، مقصود از جمله « شر نسبى است » نسبيّت در مقابل حقيقى بودن است ، « نسبى است » يعنى مقايسه‌اى است . نسبى بودن گاهى در مقابل مطلق بودن به كار مىرود ؛ در اين صورت به معنى اين است كه واقعيّت شيئى وابسته به يك سلسله شرايط است ؛ و معنى مطلق بودن ، رها بودن از يك سلسله شرايط است . اگر نسبيّت را به اين معنى بگيريم ، همهء امور مادى و طبيعى از آن نظر كه وابسته به يك سلسله شرايط محدود زمانى و مكانى مىباشند و تنها در آن شرايط و وابسته به آن شرايط ، واقعيّت خاص خود را دارند نسبى مىباشند ؛ تنها مجرّدات ، وجود مطلق دارند ، بلكه مطلق حقيقى كه واقعيتى است رها از هر شرط و علّت و از هر قيد ، ذات مقدّس حق است ، و از همين نظر است كه ضرورت ذات او « ضرورت ازلى » است نه ضرورت ذاتى مصطلح . مقصود اين است كه اكنون كه بحث درباره نسبيّت شرّيّت وجوداتى است كه شرور ذاتى يعنى اعدام از آنها ناشى مىشود ، مقصود نسبى بودن در مقابل حقيقى بودن است نه نسبى بودن در مقابل مطلق بودن كه بسيارى از خيرات هم به اين معنى نسبى مىباشند . اكنون بايد ديد آيا بدى بدها يك صفت حقيقى است يا يك صفت نسبى ؟ قبلًا گفتيم بدها دو نوعند : بدهايى كه خود امورى عدمىاند ، و بدهايى كه امورى وجودىاند اما از آن جهت بد هستند كه منشأ يك سلسله امور عدمى مىگردند . شرورى كه خود عدمى هستند مانند جهل و عجز و فقر ، صفاتى حقيقى ( غير نسبى ) ولى عدمى هستند ؛ اما شرورى كه وجودى هستند و از آن جهت بدند كه منشأ امور عدمى هستند ، مانند سيل و زلزله و گزنده و درنده و ميكروب بيمارى ، بدون شك بدى اينها نسبى است . از اين گونه امور ، آنچه بد است ، نسبت به شىء يا اشياء معيّنى بد است . زهر مار ، براى مار بد نيست ، براى انسان و ساير موجوداتى كه از آن آسيب مىبينند بد است . گرگ براى گوسفند بد است ولى براى خودش و براى گياه بد نيست ، همچنانكه گوسفند هم نسبت به گياهى كه آن را مىخورد و نابود مىكند بد