تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

پىنوشت‌هاى فصل دوم

شرح
0844712 خ 0 ( 1 ) خ براى نمونه ، در مورد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، از جابر بن عبد الله انصارى نقل شده كه گفته : « قصد خروج به سمت خيبر را داشتم ؛ از اين رو ، به نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رفته و سلام كردم و عرضه داشتم كه قصد خيبر دارم . فرمود : هرگاه وكيلم را ديدى ، پانزده بار شتر از وى طلب كن و چون از تو نشانه و دليلى خواست ، دست بر سينه‌اش بنه . . . » . مستدرك الوسايل ، ج 14 ، ص 43 ، به نقل از عوالى اللئالى ، ج 3 ، ص 256 ح 1 . در اين مورد ، مشخص است كه مراد ، كارگزاران و نمايندگان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اراضى خيبر بوده‌اند . درباره وجود مقدس فاطمه عليها السّلام نيز نقل شده كه پس از واگذارى فدك به آن حضرت از جانب پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، وكلا و كارگزاران جناب فاطمه عليها السّلام در فدك حضور داشته ، و نسبت به امور آن رسيدگى مىكردند ؛ و هنگامى كه ابو بكر به خلافت رسيد وكلا و كارگزاران حضرت فاطمه عليها السّلام را از فدك اخراج نمود : « . . . فلم يزل وكلاءها فيها حياة رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ، فلما ولى ابو بكر اخرج عنها وكلاءها . . . » . كافى ، ج 1 ، ص 543 ، ح 5 و مستدرك الوسايل ، ج 17 ، ص 399 . و درباره وجود مقدس امير المؤمنين على عليه السّلام ، مواردى نقل شده كه دلالت بر وجود وكلايى براى آن جناب دارد ؛ براى نمونه ، مىتوان به جريان آن فرد اعرابى اشاره نمود كه از حضرت چيزى طلب كرد و آن حضرت به وكيلش دستور داد هزار ( درهم يا دينار بپردازد . وكيل سؤال كرد : درهم بدهم يا دينار ؟ حضرت فرمود : هر دو نزد من به منزله دو نوع سنگ هستند ! به اعرابى آن را بده كه برايش سودمندتر است . مستدرك الوسايل ، ج 7 ، ص 268 و مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 118 ) . از ابو بصير نيز نقل شده كه وقتى به امير المؤمنين عليه السّلام خبر رسيد كه طلحه و زبير مىگويند على بدون مال است ، اين سخن بر حضرت گران آمد و از اين رو به وكلايش امر فرمود كه همه غلّات را جمع كرده و اول سال نزد او آورند . پس از جمع و فروش غلّات ، صد هزار درهم فراهم شد ! در حالى كه حضرت آن پول‌ها را مقابل خود ريخته بود ، به