ذكر ابتلاى زكريا و يحيى عليهما السلام
و از جمله انبيا ابتلاى يحيى و زكريا اشتهارى تمام دارد . آوردهاند كه چون زكريا با حق سبحانه تعالى مناجات كرد كه الهى ضعف من قوّت گرفت و سستى پيرى بر من مستولى شد فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي « 1 » پس ببخش مرا از نزديك خود فرزندى كه تو او را دوست دارى و او تو را دوست دارد حق تعالى يحيى را به وى داد و يحيى به غايت خداترس بود حقّ سبحانه و تعالى او را در كودكى علم و حكمت ارزانى فرمود آوردهاند كه در وقتى كه سهساله بود كودكان محله به در خانهء زكريا رفتند كه اى يحيى از خانه بيرون آى تا بازى كنيم هم از درون خانه جواب داد كه ما للعب خلقنا ما براى بازى آفريده نشده و به جهت لغو و لهو و لعب بدين عالم نيامدهايم و يحيى را رقّت قلبى و دقّت فهمى و خداترسى به مرتبهاى بود كه چون از احوال قيامت ، چيزى استماع كردى فى الحال دلش مضطرب شدى و مرغ روحش در پرواز آمدى از لباسها به پلاسى قناعت نموده و از طعامها به نان خشك بسنده كرده بود .