تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
كرد و جماعت سادات علوى با وى بودند ، هادى كس فرستاد تا همه را شهيد كردند ، و از امام محمّد تقى « عليه السلام » منقول است كه بعد از قضيهء كربلا هيچ واقعه‌اى اهل بيت را صعبتر از واقعه « فخّ » نبوده ، امّا عبد اللّه محض و ابراهيم غمر كثير الاولاد بوده‌اند و از اعقاب ايشان بسيار بزرگان بوده‌اند و ما شمّه‌اى از عقب هر يك را در و صلى ايراد مىكنيم :

وصل اول : عبد اللّه محض ،

شيخ بنى هاشم بود در زمان خود ، و او را محض گفتندى خالص يعنى چه خلاصه دو سبط بود مادرش فاطمه بنت حسين ، و پدرش حسن بن الحسن ، و او به غايت شبيه بوده به حضرت رسالت « صلّى اللّه عليه و آله » و از او پرسيدند كه : شما به چه جهت افضل همه مردمانيد ؟ گفت : به آنكه هر كس را آرزو است كه از ما باشد و ما آرزو نمىبريم كه از ديگران باشيم .
در آرزوى رتبهء مااند ديگران * ما را به رتبت دگران نيست آرزو
و عقب او از شش پسر است : محمد و ابراهيم و سليمان و يحيى و موسى و ادريس اما محمّد صاحب نفس زكيّه كه او را ابو القاسم مىگفتند و اكابر زمان او را مهدى مىخواندند چه نام او محمد بوده و كنيتش ابو القاسم و نام پدرش عبد اللّه ، و در حديث مشهور است كه مهدى از فرزندان من باشد نام او نام من و كنيت او كنيت من و عظماى بنى هاشم همه به وى ، مستظهر بودندى ، و ندّافى نسابه از جد خود نقل كرده كه او چهار سال در شكم مادر بوده و چون متولّد شده در ميان دو كتف او خالى سياه بوده برابر بيضه‌اى . و او خروج كرد در مدينه و امام مالك فتوى داد كه : مردمان با وى خروج كنند و ابو جعفر دوانقى لشكر به سر وى فرستاد و او با لشكر خود به استقبال عسكر خليفه بيرون آمده محاربه واقع شد و او در احجار الزيت به قتل رسيد و او را لقب نفس زكيّه دادند و عقب او از پسرش ابى محمد عبد اللّه اشر الكابلى است كه او بعد از پدرش گريخته به درياى هند رفت و در كابل شهيد شد . و ابو جعفر نقيب كوفه و ابو السرايا حسن و ابو البركات محمد و ابو طالب محدّث همدانى هم از بنى اشرند . امّا ابراهيم قتيل با خمرى كنيت او ابو الحسن بود و قوّت او تا حدّى نقل كرده‌اند كه دم شتر رمنده را بگرفتى و بر جا بداشتى و بودى نيز كه شتر برفتى و دم در دست او