مقدّمه مؤلّف
بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين
اى شربت درد تو ، دواى دل ما * آشوب بلاى تو ، عطاى دل ما
از نامهء حمد تو شفاى دل ما * وز نام حبيب تو ، صفاى دل ما
حضرت صبور بىملال ، و شكور بىزوال عمّت عطيّاته و طابت بليّاته در كتاب كريم و كلام لازم التكريم خود ، زمرهء بلا رسيدگان ميدان محبّت و محنت چشيدگان معركهء مشقّت را بدين خطاب دلنواز معزّز و سرافراز ساخته كه ، و لنبلونّكم « و هرآينه مىآزمائيم شما را » يعنى با شما معامله آزمايندگان مىكنيم گرچه هيچ حال شما بر ما پوشيده نيست امّا مىخواهيم كه عيار كار و بار هر كس ، بر محك امتحان ظاهر گردد و عالميان بدانند كه كدام نقد از بوتهء اخلاص ابتلا ، پاك و بيغش بيرون مىآيد .
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان * تا سيهروى شود ، هر كه در او غش باشد
و آزمايش الهى به چند نوع در اين آيه واقع شده است :
بشىء من الخوف : به چيزى از ترس كه آن خوف الهى باشد ، يا بيم دشمنان .
و الجوع : و به گرسنگى كه آن قحطى است يا تنگى معاش يا روزه داشتن .
و نقص من الأموال : و نقص مالها به تاراج حادثات يا اخراج زكات و صدقات .
و الأنفس : و نقصان در نفسها كه آن بيمارى باشد و ضعف و عجز يا احتياج و بينوائى .