تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
من او را آزرده باشم برخيزد و مرا قصاص كند و اگر ستمى نموده باشم و غبارى به خاطر او رسيده باشد مكافات آن از من طلب نمايد و اگر مال وى برده باشم اينك بيايد و حقّ خود را بازستاند و نگويد كه من ميترسم كه اگر قصاص بستانم رسول با من عداوت پيدا كند بدانيد كه عداوت از طبيعت من دور است و من به غايت از او نفور ، و دوست‌ترين شما به من آن كس است كه اگر بر من حقّى داشته باشد استيفاى حق خود از من نمايد يا مرا حلال كند تا به خداوند خود طيّب النفس و پاك و اصل شوم و چنان گمان ميبرم كه يك نوبت كافى نيست شما را يعنى اين معنى را مكرّر خواهم ساخت تا هر كه را بر من حقّى باشد استيفاى حق خود نمايد پس از منبر فرود آمد و نماز پيشين بگزارد و باز بر منبر رفت و همان مقاله را اعاده نمود مردى برخاست و گفت يا رسول اللّه مرا نزد تو سه درم است حضرت فرمود كه من تكذيب نمىكنم هيچ قائل را و سوگند نميدهم و ليكن اين سه درم بر من از چه ممرّست ؟ گفت يا رسول اللّه روزى درويشى مسكين بر تو بگذشت و سؤال كرد مرا فرمودى كه سه درم به وى ده ! من به وى دادم و عوض به من ندادى حضرت رو به فضل بن عبّاس كرد و گفت سه درم به وى ده . در سيره امام شهيد امام اسماعيل خوارزمى و در روضة الإسلام قاضى سديد الدين جيرفتى مذكور است كه در آن مجلس عكاشة بن محصن الأسدى برخاست و گفت يا رسول اللّه اگر نه آن است كه مبالغه كردى درين باب و الّا من هرگز اين سخن نگفتمى أمّا چون تكرار فرمودى و بسيار مبالغه نمودى اگر نگويم عاصى شده باشم تو در سفر تبوك تازيانه‌اى برآوردى تا بر ناقهء غضباء زنى بر كتف من آمد و از آن بسيار بر من ألم رسيد اكنون قصاص آن طلبم . حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود جزاك اللّه خيرا يا عكاشه خدا ترا جزاى خير دهد اى عكاشه كه اين خصومت را به قيامت نگذاشتى و من قصاص كشيدن در دنيا را دوست‌تر دارم از قصاص ، آخرت كه أنبيا و أصفيا و شهدا حاضر باشند و فرشتگان و مقرّبان درگاه كبريا ناظر اى عكاشه دانستى كدام تازيانه بود گفت آرى چوب دستى است ممشوق از خيزران بافته و در أديم گرفته مانند تازيانه حضرت فرمود كه اى سلمان آن تازيانه در خانهء فاطمه است برو و بستان سلمان برفت و ندا مىكرد كه