روز غدير از براى وى بيعت گرفته است و ما همه وى را بيعت كرديم . آنگه جواب نامه نوشت كه : « من ابى قحافة الى ابى بكر ؛ فقد اتانى كتابك فوجدته كتاب احمق ينقض بعضه بعضا . »
نامهء تو به من رسيد ، آن را نامهء احمقى ديدم . بعضى ، بعضى را نقض مىكرد .
يك بار گفتى : خليفهء رسول اللّهام . بار ديگر گفتى : مردمان به من راضى شدند كه من خليفه باشم . در كارى مرو كه از عهدهء آن بيرون نتوانى آمد و عاقبت آن ندامت و پشيمانى باشد . تو مىدانى كه به اين كار كه اولىتر است ، ترك اين گير و با وى گذار كه امروز بر تو آسانتر بود از فردا . [ 28 - رو ]
* * *
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 65
مساهمون: حسن بن حسين شيعى سبزوارى
ص٦٥