پيشين شد ، انصارى در مسجد رفت . حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - چون سلام نماز بازداد ، به دو نگريست و فرمود : هديهء تو به ما رسيد . خداى تعالى ثواب تو از آن بهشت گرداناد .
معجزهء ديگر : روايت است از موسى بن جعفر - عليها السّلام - كه گفت : چند روز حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - گرسنه بود . پشت مبارك بدان درخت خرما بازنهاد كه در مسجد بود و گفت :
« رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ . »
« 1 » و به منزل فاطمه شد . على را ديد جامه به خود درگرفته و خفته ، و فاطمه نيز در خواب بود و ام سلمه سرش باز مىجست . رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ايشان را بيدار كرد و فرمود : من دعا كنم ؛ شما آمين گوييد . آنگه گفت :
« اللّهم تقدر و لا نقدر على علم غيبك و ترث و لا تورث اللّهم انزل علينا [ 12 - پ ] رزقك من عندك فقد علمت حاجاتنا « 2 » و قد علمت انّا نشكرك و لا نكفرك . »
آنگه فاطمه را فرمود : در خانه شو . فاطمه در خانه شد و بيرون آمد شادمان .
حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - پرسيد كه چه ديدى ؟ گفت : كاسهاى ديدم درو خرماى تر و انگور و انجير و ميوههاى ديگر كه نمىشناسم « 3 » . فرمود كه بيرون آر . آنگه روى به ام سلمه كرد و فرمود : يا ام سلمه ! از طعام ما نخورد مگر كسى كه از ما بود . اگر با كسى نخواهى گفت و افشا نخواهى كرد ، بخور و اگر نه بسلامت برو . ام سلمه سوگند خورد كه با هيچ كس نگويد . پس آن حضرت فرمود كه نام خداى بگوييد و خداى را حمد گوييد « 4 » بدانچه شما را روزى كرد و بخوريد . پس از آنجا خوردن گرفتند . حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود : اى فاطمه ! در خانه شو و آنچه بينى بيرون آر . فاطمه در خانه شد و قدحى بيرون آورد پر از شير و مسكه « 5 » . ساعتى شير و مسكه با هم خوردند « 6 » . آنگاه در كاسه نگريستند .
مرغ بريان ديدند [ سه نان زير آن و يكى روى آن ] « 7 » . از آن نيز بخوردند . فاطمه
هامش
( 1 ) . قصص : 24 .
( 2 ) . ق : حاجتنا .
( 3 ) . م : ميوهء ديگر نمىدانم .
( 4 ) . م : ياد كنيد .
( 5 ) . كره .
( 6 ) . م : مىنوشيدند .
( 7 ) . م : و يك نان بر زبر آن .