حكومت عثمان با مردان خدا چه مىكند ؟
تا اينجا روش حكومت عثمان را نسبت به كسانى كه تأمين رضاى خليفه و خدمت به شخص او را بر همه چيز مقدم مىداشتند ، روشن ساختيم . اكنون مىخواهيم واكنش خليفه را دربارهء كسانى كه نه تنها قانون و مقررات اسلامى را در زندگى خود دقيقا رعايت مىنمودند ، بلكه همواره در برابر قانونشكنيهاى صريح عثمان و تجاوز روشن او به بيت المال و حقوق طبقات محروم اعتراض مىكردند ، نشان دهيم .
عمّار ياسر مورد غضب واقع مىشود .
عمار ياسر يكى از اصحاب بزرگوار و با فضيلت رسول خداست . مردى كه پيغمبر دربارهء او فرمود : « عمار به منزلهء دو چشم من است و كسى نمىتواند او را برنجاند . » « 1 » همين عمار مورد غضب عثمان واقع مىشود و به دستور او كتك مىخورد به جرم اين كه به خود جرأت داده و نامهاى را كه اصحاب پيغمبر در مدينه به عثمان نوشتند و در آن ضمن بر شمردن كارهاى غير اسلامى و قانونشكنيهاى او از وى خواستند كه از روش خود دست بردارد ، به عثمان داد . هنگامى كه عثمان نامه را خواند سخت برآشفت و به غلامان خود دستور داد فرزند ياسر را فراوان زدند و خليفه ، خود ، آن قدر با لگد بر شكم عمار زد كه او را بىهوش ساخت و مبتلا به مرض فتق گرديد . « 2 »
ابا ذر تبعيد مىگردد
ابا ذر ، آن بزرگ مردى كه سخت مورد علاقه و احترام پيغمبر اسلام بود و ايشان دربارهء او فرموده بود : « ما اظلت الخضراء و لا اقلت الغبراء على ذى لهجة اصدق من ابى ذر « 3 » ؛ آسمان سايه نيفكنده و زمين بر بالاى خود نديده كسى را كه راستگوتر از ابا ذر باشد . » اين صحابى با فضيلت ، تنها به جرم اعتراض و مخالفت در برابر قانونشكنيهاى صريح عثمان و تجاوز او و همدستانش به اموال عمومى ، دچار انواع شكنجه و زجر و محروميت گرديد . ابتدا خليفه
هامش
( 1 ) - ناسخ التواريخ ، احوال خلفاء ، ص 499 .
( 2 ) - الغدير ، ج 9 ، ص 16 .
( 3 ) - الغدير ، ج 9 ، ص 16 .