فصل دوم حكومت عثمان و ارزيابى آن
اكنون كه از فصل گذشته فارغ شديم و به طور فشرده و اجمال به حكومت عمر نظرى افكنديم و سيستم فكرى و كاركرد آن را مورد توجه قرار داديم ، بحثهاى تفصيلى و اصولى خويش را از زمان حكومت عثمان آغاز مىكنيم .
هنگامى كه عثمان - يعنى همان محصول حسابشدهء شوراى خلافتى ! - زمامدار امت گرديد و قدرت اسلامى را در دست گرفت ، آهسته آهسته وضع حكومت و اجتماع مسلمين را - بيش از پيش - دگرگون ساخت . حكومت اسلامى كه وظيفه داشت در حفظ حقوق طبقات مردم كوشا باشد و بر اجراى كامل قانون نظارت نمايد ، با تأسف در آن عصر يكباره اين وظيفه را از ياد برد . در عهد عثمان قانونشكنى ابتدا به دست خليفه و همكاران او شروع گرديد و آرام آرام اين حالت عصيان و سركشى به طبقات ديگر اجتماع هم سرايت نمود .
در حكومت عثمان تأمين رضاى خليفه بر همه چيز مقدم بود . كسانى كه طبق دلخواه و هوس وى عمل مىكردند ( هر چند صريحا در برابر قانون سرپيچى داشتند ) در دستگاه حكومت مقرّب و محترم بودند ، ولى اگر مسلمانى پاكدل به خود جرأت مىداد و مقررات اسلامى را بر انجام خواستههاى عثمان مقدم مىداشت ، از نظر حكومت طرد مىشد و مورد انواع اهانت و تحقير و گاهى هم ضرب و شتم و تبعيد قرار مىگرفت .
بيت المال در حكومت عثمان
بيت المال مسلمين كه در اسلام نسبت به حفظ و بهرهبردارى صحيح از آن و رساندن آن به