تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢

فصل دهم اعزام مسلم يا اولين قدم در راه نهضت

نامه‌هاى مردم كوفه يكى پس از ديگرى در فاصله‌هاى كوتاه به حسين بن على عليه السّلام مىرسيد . آن بزرگوار هر چند مآل كار و پايان اين راه را به خوبى مىدانست ( و خود هم بارها با صراحت دربارهء آنها سخن گفته بود ) اما با اين حال مىبايست به خواسته‌هاى مردم پاسخ دهد و دستهاى نيازى را كه به سويش دراز شده بود ، بىجواب نگذارد . زيرا در غير اين صورت حجت خداوند بر آن مردم سست پيمان و عهدشكن تمام نمىگشت :
« لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ »
. « 1 » حسين عليه السّلام بايد به آن همه تقاضاهاى پىدرپى پاسخ مىداد ، هر چند خود مىدانست آنها بر عهدهايشان پايدار و ثابت نيستند . از اين رو ، يكى از بزرگترين شخصيتهاى خاندان وحى را به نيابت از خود به سوى آنان فرستاد ، مسلم بن عقيل را به سوى كوفه فرستاد تا حجت خداوند بر آن مردم تمام شود ، اما خود به سوى آنان حركت نكرد ، زيرا طرحهاى آن حضرت قدم به قدم تعيين شده بود و او اكنون بايد در آن مكان مىبود تا روز ديگر و شرايط ديگرى پيش آيد . حسين عليه السّلام مكه را مسكن هميشگى خود انتخاب نكرده و بالاخره مىخواست از آنجا خارج شود ، اما نه اكنون و در نيمه رمضان ، بلكه در روز هشتم ذى الحجّه ، روزى كه همهء نقشه‌هاى طرح شده تا آن روز به خوبى اجرا گردد و زمينهء كار براى آن قيام خونين و نهضت بزرگ آماده شود .
هامش
( 1 ) - سورهء نساء ( 4 ) ، آيه 165 .
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي ) — صفحة 152 | السيد عبد الكريم هاشمى نژاد