و به وليد گفت : تو پيشنهاد مرا نپذيرفتى و آن را به كار نبستى و از حسين دست برداشتى ! وليد در پاسخ او گفت : « واى بر تو اى مروان ! تو به من پيشنهادى دادى كه انجام آن برابر بود با از بين رفتن دين و دنياى من . به خدا قسم ، دوست ندارم سراسر دنيا همه در ملك من باشد و در برابر آن حسين را بكشم . به خدا سوگند ! گمان نمىكنم كسى را كه دست او به خون حسين آغشته باشد و در دادگاه الهى حاضر گردد ، مگر آن كه ميزان عمل او بسيار سبك خواهد بود .
خداوند به وى نگاه رأفت نخواهد نمود و او را از گناه پاك نمىسازد و براى او عذاب دردناكى است » . « 1 »
به اين ترتيب ، به خوبى پيداست كه فرزند امير المؤمنين با يزيد بيعت نخواهد كرد و در هيچ صورت تن در زير بار چنين ذلتى نخواهد داد .
حسين بن على عليه السّلام در مجلس وليد تا حدّى پردهها را بالا زد و صريحا آلودگيها و ناپاكيهاى يزيد را بر شمرد و با قاطعيت تمام فرمود : « كسى مثل من با فردى مانند يزيد بيعت نخواهد كرد » .
اما با اين حال ، مروان بن حكم گويا هنوز به حسين اميدوار است و گمان مىبرد كه بتواند آن حضرت را قانع سازد و آن بزرگوار را براى بيعت با زادهء معاويه راضى نمايد . به دنبال اين فكر غلط و گمان باطل ، روزى زادهء زهرا عليها السّلام را ديدار كرد و با چهرهء خير خواهى و مصلحتانديشى به آن حضرت گفت : « يا ابا عبد اللّه انى لك ناصح فاطعنى ترشد فقال الحسين عليه السّلام و ما ذاك ؟ قل حتى أسمع فقال مروان انى آمرك ببيعة يزيد بن معاوية فانه خير لك فى دينك و دنياك .
فقال الحسين عليه السّلام انا للّه و انا اليه راجعون و على الاسلام السلام اذ قد بليت الامة براع مثل يزيد و لقد سمعت جدى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يقول الخلافة محرمة على آل ابى سفيان » ؛ « 2 » اى ابا عبد الله ! من تو را پند مىدهم و خير خواه تو هستم سخنان مرا بپذير تا به خير و سعادت برسى .
حضرت فرمود : نصيحت تو چيست ؟ مروان گفت : من تو را به بيعت با يزيد راهنمايى مىكنم ، زيرا در اين كار خير دنيا و آخرت شماست !
هامش
( 1 ) - جعفر بن محمد بن طاووس : اللهوف فى قتل الطفوف ، منشورات مطبعة الحيدريه ، نجف 1363 ه . ش ، ص 11 .
( 2 ) - لهوف ، ص 11 .