تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1684

مساهمون:

ص١٦٨٤

سارا حيدرى

سارا حيدرى به سال 1354 ه . ش در تهران به دنيا آمد . پس از طى تحصيلات دوران متوسطه ، از دانشگاه آزاد تهران در رشته‌ى علوم سياسى به اخذ مدرك كارشناسى نائل آمد . حيدرى هم اكنون ساكن بخش آزادگان گرمسار و كارشناس ادبى دانشگاه آزاد اسلامى واحد گرمسار است . شعرهاى وى در چند سال اخير در بسيارى از نشريات ، جنگ‌ها و مجموعه‌هاى شعرى گردآورى شده ، انتشار يافته است . وى با انجمن ادبى گرمسار و انجمن ادبى ايوانكى همكارى داشته است . شعرهايش بيشتر در قالب غزل است . - * -
از عمق درد غريبانه ، كربلا تو بگو * هر آن چه ديده‌اى آرى به چشم‌ها تو بگو
بگو كه خاك تو ، آكنده ، از خدا شده است * بگو كه وسعت يك قرن در تو جا شده است
بگو بزرگترين‌ها چه ساده مىميرند * و نخل‌ها ، همه‌شان ايستاده مىميرند
به كربلاست ، كه شش ماهه طفل ، بالغ شد * ز هر چه رنگ تعلق گرفت ، فارغ شد
به كربلاست كه مردان مرد در تب و تاب * در اوجى از عطش امّا تمامشان سيراب
به كربلاست كه غوغا ، سكوت مىخواند * و بىدو دست ، عزيزى ، قنوت مىخواند
به كربلاست كه نخل ايستاده مىميرد * به كربلاست كه يك مرد ساده مىميرد
چقدر مثل قيامت عظيمى عاشورا * عظيم نه ، كه صداى قيامتى به خدا
بكوب بر سر دوشم ، بكوب اى زنجير * بزن به روى سرم دست‌هاى دامن گير !
نشسته است به كنجى ، عزا گرفته دلم * عزا نه ، بلكه غمى از خدا گرفته دلم
بهانه‌اى است محرم ، كه سخت مىنالم * چنين به حال دل تيره بخت مىنالم
اگر چه كرب و بلا ، حزن‌آور است و غمين * به حال خويش بگرييد مردمان زمين ! !