گهوارهى پريشان دلم را كدام مادر سوگوار تكان مىدهد تا نيزهها حرفهاى كودكانهام را بشنوند صحراى كربلا با چشمانى خونين ايستاده به تماشاى سواران بىسرى كه از قافله تو جا ماندهاند . . .