هرگز از باطل جدا نابودهاى * دشمن حق بودهاى تا بودهاى
بىخبر اى از خداوند مجيد * وز حسين ( ع ) آن پيشواى هر شهيد
آنكه ايمان را مهين رهبر بود * پيشواى دين پيغمبر بود
از حسين ( ع ) و همت والاى او * شور كارستان عاشوراى او
بينمت چون مرگ آيد ناگزير * لرزدت جان از نهيب و رخ زرير
او به مردى جان دهد در كارزار * مسند تو خاك و آخر كار ، زار
او به راه حق سرافشان مىكند * جان درين ناورد قربان مىكند
« من چه گويم يك رگم ، هشيار نيست * شرح آن يارى كه او را يار نيست »
« چيست خود آلاچق آن تركمان » * « پيش پاى ژنده پيلان دمان » « 1 »
هامش
( 1 ) - امام حماسهاى ديگر ؛ ص 175 - 181 .